ساعت هشت رفتم اورژانس که یک ویزیت کوچیک انجام بدم و برگردم،ساعت 1:30تونستم لش گشنه و شرحه شرحه ی خودم رو برسونم پاویون برای شام...
آآما...مورنینگ رو لغو کردم!!!
خداییش بُرش تا کجا?انقدر برا کارای مریض سگ دو زده بودم که اتند قند عسل با وجود تمام سخت گیری هاش گفت باشه باشه باشه دکتر،لغو!!!تو فقط انقدر جیغ جیغ نکن و من زدم زیر خنده و گفتم ما چاکر شماییم خانم دکتر...یعنی کاری کردم که دکتر از شدت خنده دل درد گرفت و رفت خونه(ناگفته نماند که این خانم دکتر سخت گیر ترین اتند ماست و بیشترین واشینگ ها رو توی مورنینگ میده)....خلاصه دیگه برید کنار تا زخمی تون نکردم!!!
تا دم در دنبالش رفتم و هی زر زر میکردم برا لغو تا بالاخره دم خروجی اورژانس اوکی رو گرفتم.دکتر داشت میرفت صداش زدم گفتم خانم دکتر جسارتا خودکار منو دارین میبرین...دکتر قشنگ میخواست منفجر بشه از خنده.گفت مورنینگ رو لغو کردم یه خودکار بهم نمیدی?گفتم ناموس یه اینترن خودکارشه:))