گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

کشیک اطفال مثلا!

پنجشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۱ ق.ظ

احساس میکنم دیگه حرف جدیدی برای زدن ندارم...هربار که اینجا رو باز میکنم و دلم میخواد چیزی بنویسم از خودم ناامید میشم...

رویا و غلیان درونی اما بسیار دارم...رویایی که هربار فکر کردن بهش قند توی دلم آب میکنه و من انقدر ازش نوشتم که دیگه بیش از این روی نوشتن ندارم...رویای اسکراب سورمه ای اتاق عمل و لنگ شکسته ای که زیر دستهام درحال وصله شدنه...

اگر بخوام هربار از دغدغه هام بنویسم این شمایید که خسته میشید از خوندن تکراری این جفنگیات مکرر و من نمیدونم از ذوق عکسهای اتاق عمل اُرتو که تیردخت برام فرستاده کجا بنویسم که سر کسی درد نیاد و برق چشمهام رو بعد از نگاه کردن هزار باره ی اون عکسا کجا ثبت کنم...

خلاصه اینکه حال و روز من تا 9ماه آینده همینه و اگر اینجا موندن رو انتخاب کردین باید بدونین قرار نیست اتفاق تازه ای بیفته...

۹۸/۰۴/۰۶
life around me

نظرات  (۲۰)

سلامم راستش همیشه وقتی نوشته هاتون میخونم حس خوبی دارم نمونه یه دختر پر تلاش با انگیزه که به منم انرژی میده برای انجام کارام به منی که حتی الان تو علوم پایه خیلس وقتا میبرم و حس میکنم شاید این چیزی نبوده که فکر میکردم ولی خب با تمام وجودم عاشقشم و هر کاری میکنم نمیتونم از این رشته متنفر باشم ولی خب نوشته های شما بهم این انگیزه رو میده که رویاهایی که منم دارم خیلی جذابه و از الان برای رسیدن بهشون تلاش کنم خانم دکتر جان براتون ارزوی موفقیت میکنم امیدوارم به تک تک چیزایی که رویاشو دارید برسید❤❤
پاسخ:
سلام شیوا جان ممنونم ازت:)
خوب بخون و خوب تلاش کن که حقت رو بگیری وگرنه تو مسیر خودمون هزاران دلیل برای دلزده شدن و بریدن و کنار کشیدن وجود داره...
خانم دکتر چقدر دوست خوب اینجا داری 
حسودیم شد : ))

پاسخ:
دیگه دیگه:))
۰۶ تیر ۹۸ ، ۲۳:۳۵ رومی زنگی
برو بابا خدا شفات بده من که عاشق نوشته هات ام کسی هم اسلحه نداشته پس کله ام که بخونم اینجا رو با همه وجودم میخونم و نظر میدم و کامنت میذارم هرکسی هم دوست نداره اینجا رو خودم اون گلوله معروف رو توی زانوش خالی میکنم 😅😊😁🥰
چقدر هارش و خشن نوشتم از دوست داشتن زیاده به دل نگیر 😘😘😘
پاسخ:
ممنونم عزیزم تو که همیشه هستی و لطف داری و انرژی میدی:)))

کیپ کالم حالااا:))
۰۶ تیر ۹۸ ، ۲۳:۳۰ **هِلِناز **
منم اطفالم 
امشب موندم بیمارستان که فردا کشیکم :)) 
وای وای عاشقشونم جوجه هتی خنننگ رو
پاسخ:
تمام اینترنای بیان امشب کشیک اطفالن:)
از بیمارستان باید فرار کرد نه اینکه موند اونجا:)))
<<گاهی شیرجه های نزده،کوفتگی های عجیبی برجا میگذارند!>>

میدونم به موضوع ربطی نداشت ولی فقط خواستم یه چیز گفته باشم:)
پاسخ:
به به جناب اخیرا خاموش:)

محض خالی نموندن عریضه خوب بود;)))
سلام....:)))))
تو بیا بگو ۸ ساعت خوابیدم سه وعده غذا خوردم و بقیه شو فلان کارو کردم من خودم تا تهشو میخونم و دوست دارم۰۰۰
پاسخ:
ای خدا چکار کنم من با این دلبری های شما:))
سلام گلی 
منم کشیک اطفالم امروز ، و دلم میخواد مشت بزنم تو صورت این رزیدنت عوضی! :/
پاسخ:
سلام دخترم:))

عزیزم من چندبار بگم مشت جواب نمیده?فقط تیر...فقط گلوله توی زانو!
۰۶ تیر ۹۸ ، ۱۷:۱۳ محبوبه شب
تو راه حرمم گلی
میرم و برای تحقق آرزوهای دستیافتنیت دعا می کنم 😘
پاسخ:
الان همین رو احتیاج داشتم فقط...مرسی مرسی...خیلی دعام کن...دعا کن خسته نشم،کم نیارم،ادامه بدم:))
سلام
عههه ببخشید😑 اخه پست نوشته بودی قراره تولد بگیرن فک کردم تولدته😑
+نخیرام خسته نمیشیم^.^
پاسخ:
قرااااااره دیگه:))

چه خوب;))
تا هر وقت که دوست داری از عشق و علاقه ات به ارتو بنویس و کیف کن ما هم از ذوق تو شاد میشیم عسیسسسم ❤️❤️❤️
پاسخ:
چششششممم:)))
بنویس.خوندن تکرار مکررات این مدلی که بوی چالش های واقعی میده رو دوست داریم :)
پاسخ:
خوشحالم که حالتون رو به هم نمیزنم:))
ما که خسته نمیشیم گلی جان. دوست داریم بخونیم حتی همون تکراری ها رو:)
اینجا تنها وبلاگیه که به صورت جدی دنبال میکنم و همیشه با خودم میگم کاش نرسه روزی که وبلاگت رو باز کنم و ببینم که میگی دیگه نمیخوای بنویسی. 


پاسخ:
عزییزم...ذوق کردم حتی:))
گلی قلبم وایستاد یه لحظه فک کردم میخوای حذف کنی اینجا رو ! 
این چیزا چیه میگی! ای کاش میدونستی چقدر به اشتراک گذاشتن حال و هوات حداقل برای من ارزشمنده! اینکه مثل تعداد بیشماری از دانشجو های پزشکی همش تظاهر به گل و بلبل نمیکنی و خودتی ! و ثابت میکنی که دنیا با قبول شدن تو این رشته به ته خوشبختی نمیرسه و باز هام باید حتی صدها برابر بیشتر تلاش کرد و له شد!
من خودم به شخصه خیلی ازت درس یادگرفتم گلی
و تمام این لحظاتی که فکر میکنی حوصله سربره کاملا ارزش به اشتراک گذاشتن و افتخار کردن رو داره!
موفق باشی خانم دکتر نازنین ♡
پاسخ:
نه عزیزم خیالت راحت دل خودم دووم نمیاره:))
مرسی عزیزم خوشحالم که برات مفید بوده...خیلی لطف داری :)))))
گلی تو دیوونه‌ای چیزی هستی؟ جفنگیات و اتفاق خاص چیه:)) همین که از تلاش‌هات می‌گی و رویایی که دوستش داری، از همه‌ی خستگی‌هات می‌گی و دشواری‌های درس خوندن مداوم، دنیا دنیا انگیزه می‌بخشه. از همون دغدغه ‌ها بنویس، هیچم ما خسته نمی‌شیم، که خیلی هم دوست داریم:)
پاسخ:
نه چون احساس کردم افتادم روی یه سیکل که هی تکرار میشه گفتم شاید حال کسی به هم بخوره:))

مرسی:))
همیشه برام سواله..چطور استخوون های شکسته رو بهم وصل میکنن؟:|بخیه که نمیشه زد...پس چی..؟
پاسخ:
فیکسیشن هر شکستگی متفاوته...مثلا برای شکستگی استخوان ران یه میله از یه طرف استخوان شکسته میفرستن داخل کانال مغز استخوان و اون میله قطعه های شکسته رو کنار هم نگه میدارن...
برای هر شکستگی روش فیکسیشن متفاوته.
گلی بنویس  ...
این تکرار و تکرار و تکرار برا ما خیلی عادیه
ما همدیگه رو درک میکنیم
پاسخ:
مینویسم:)))
من اگ رتبه م بیاد زیر ۳ - ۴ هزار امسال ، میرم کار درمانی .
و وقتی داشتم درسای تخصصی و پایه شو میخوندم ، دیدم بیماری های ارتوپدی و اینام داره و بلافاصله یادت افتادم =)
پاسخ:
آره کاردرمانی و فیزیوتراپی با ارتوپد ارتباط مستقیم دارن و ارتوپدا مریضاشون رو واسه توانبخشی میفرستن پیش این دوتا فیلد:))
گلی بنویس بنویس تک تک این ذوق ها رو بنویس همه میفهمیمش هممون یا تو این وضع تلاشیم یا همچین چیزی رو تجربه کردیم بنویس که وقنی بهش رسیدی تو اون شب ییداری های فراوون بیای بخونی که اگه یه دهم درصد دلسرد شدی انرژیت فول شه . بنویس که خوندنش حداقل برای من انگیزه و دلگرمیه . اینجا مال خودته حرفایی که نمیشه بیرون زد باید باشه .راحت باش :*
پاسخ:
مرسی عزیزم...حالا که دارم با پررویی همچنان مینویسم :))

موفق باشی تو هم توی هر مسیری که داری:)
گلی :( از فکر افتادنها، نرسیدن به علوم پایه، افتادن علوم پایه... موهام داره سفید میشه حس میکنم😓
پاسخ:
اصلا فکرش هم نکن.همه این ترسها رو دارن و تنها راهش اینه که فقط درس بخونی و به عاقبتش فکر نکنی...من ترم اول فکر میکردم مشروط میشم بعد معدلم 17و خوردی شد...
علوم پایه هم تا روز آخر همه استرس افتادنش رو دارن.همون یکی دو ماه برا خوندنش کافیه...فقط توی اون تایم خوب تست بزن و اصلا نگرانش نباش.
۰۶ تیر ۹۸ ، ۱۰:۳۷ هانی هستم
عکس برق چشاتم می‌تونی پست کنی حتا. 
پاسخ:
میترسم ریزش مخاطب پیدا کنم:))))