گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

جوکر

سه شنبه, ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۱:۱۰ ب.ظ

توی یک صحنه از فیلم The Dark Knight،اونجا که بتمن جوکر رو توی هوا معلق کرده و جوکر توی اون ارتفاع بلند ترسناک که هر لحظه ممکنه سقوط کنه با صدای بلند قهقهه میزنه و باد میخوره توی موهای بدرنگش و تاب میخوره و انگار داره کیف میکنه.توی این صحنه جوکر به بتمن میگه"تو هیچی نداری که بتونی منو باهاش تهدید کنی"...

یک وقتهایی فکر میکنم کاش همه مون مثل جوکر بودیم.بی اسم،بی نشان،بی شناسنامه،بی خانواده،بی اثر انگشت،بی هیچ وابستگی و تعلقی به این دنیا که حتی تهدید به مرگ باعث خنده مون بشه و با آغوش باز بپذیریمش و به هیچ جامون نباشه...مثل جوکر بی برنامه باشیم و هرکاری رو انجام بدیم که در اون لحظه باعث لذت مون بشه و قرار نباشه دائم دودوتا چهارتای سال بعد و ماه بعد هزاره ی بعد رو داشته باشیم...جوکر،این محبوب ترین شخصیت منفی اونجایی برای من الهام بخش شد که ایستاد روی کُپه ی پولهایی که به زحمت از دست پلیس ها درآورده بود و بعد فندک رو زد و بامب!پولها رو آتیش زد چون مادیات براش اهمیتی نداشت و تمام این پروسه رو برای لذتش انجام داده بود...

اگر شانس زندگی کردن به سبک جوکر رو داشتیم به جرات 99/99درصد دغدغه هامون حل میشد.

۹۸/۰۸/۰۷
life around me