گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

صلح

پنجشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۸، ۱۰:۲۷ ب.ظ

دیگه بعد از ظهرها خبری از اون اضطراب و بی قراری سابق نیست...چقدر دنیا از پشت عینک داروهای روانپزشکی دوست داشتنی تره...باید یک جایی یادداشت کنم تا یادم بمونه هروقت رفتم طرح،کنار نسخه ی تمام مریضهام یک داروی ضد اضطراب یا افسردگی بنویسم...حالا میخواد شکایت اولیه اش سرماخوردگی باشه یا اسهال یا هر چیز دیگه ای مهم نیست...مهم این لعنتی های هدیه ی علم به بشریت هستن و بس...این گردالی های ریز زندگی بخش!

۹۸/۰۷/۱۱
life around me