گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

عبور

شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۸، ۰۲:۱۴ ب.ظ

آرشیو گالری موبایلم...

عکس های با روپوش سفید که عادت داشتم هروقت ویزیت میخوردم توی آسانسور پاویون بیمارستان از خودم میگرفتم...عکس با قیافه ی داغون و موهای ژولیده و لبهای سفید از گرسنگی صبح اون روزی که شبش ویزیت اورژانسی قلب خوردم،به بچه ها گفتم غذای من رو دست نزنین الان برمیگردم و هفت و نیم صبح روز بعدش برگشتم...ماتیک قرمز تیره ای که همیشه روی لبهام بود...گوشی دور گردنم...

دلم تنگ شد...

۹۸/۰۶/۲۳
life around me