گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

کوزه گر و کوزه ی شکسته!

پنجشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۱:۵۹ ب.ظ

دیس پپسی و علایم گوارشی وحشتناکی که اخیرا داشتم وادارم کرد بدون دادن آزمایش،درمان  H.pyloriمعده را برای خودم شروع کنم...رژیم دارویی سنگینی که مجبورم کرده به خوردن یازده قرص در روز...

یک استادی داشتیم که میگفتن فلان متخصص اطفال تمام داروهایی که تجویز میکنه رو خودش شخصا چشیده و دقیقا میفهمه این بچه موقع خوردن اون دارو چه طعمی رو خواهد چشید و چه حالی خواهد داشت...بنظرم بد نیست گاهی خودمون رو بذاریم جای بیماری که قراره نسخه ی مارو مصرف کنه...شاید اینجوری بهتر بتونیم متقاعدش کنیم به ادامه ی درمان...

رژیم اچ پایلوری وحشتناکه...دوست دارم دست کنم توی گلوم و دنیا رو بالا بیارم!

۹۸/۰۶/۲۱
life around me