گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

کابوسم لگد میزد

يكشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۸، ۰۶:۲۹ ق.ظ

خواب میدیدم ازدواج کردم و حامله ام...بیدار شدم...نشستم توی تخت و فقط نفس عمیق میکشم تا تپش قلبم برطرف بشه...خدایا شکرت که خواب بود...خدایا شکرت...

کاش میشد موضوع کابوس هامون رو خودمون انتخاب کنیم...من تحمل این یکی رو ندارم...

۹۸/۰۶/۱۷
life around me