گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

جیمترن!

جمعه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۸، ۱۲:۲۰ ق.ظ

به اون اینترنایی که با هزار مکانیسم ریسکی و خطرناک،کشیک های دو نفره رو یک نفره می ایستن تا تعداد کشیک هاشون نصف بشه سخت نگیرین...اینا ماه آخرشونه،حال ندارن،جون ندارن،نا ندارن...خسته ان،میفهمی?خسته!


*کشیک قبلی که من نرفتم،با هر زنگ تلفنم که شماره ی بیمارستان بود میمردم و زنده میشدم...با خودم میگفتم می ارزه واقعا که بشینی تو خونه و هی چهار ستون بدنت بلرزه?و با لبخند شیطانی جواب میدادم آره!

۹۸/۰۵/۱۱
life around me

نظرات  (۴)

میشینی خونه درس میخونس دیگه؟
پاسخ:
:/
جیم شدنتان به خوشی😀
پاسخ:
تنکس:))
خانم دکتر ماهم ساده بگیریم دنیا به کسی ساده نمیگیره
.....
خانم دکتر به همین لبخند شیطانی قسم شما موفق میشید : )

پاسخ:
دنیا غلط کرده!

ممنون خداکنه:(
۱۱ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۴۸ **هِلِناز **
ما ۶ نفره ها رو ۳ نفره وای میسیم ننه :دی
پاسخ:
من قراره فردا به تنهایی پاره بشم...جمعه و کشیک اورژانس اطفال...چه شود!!!