گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

دلشوره

چهارشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۳۲ ب.ظ

طی چند هفته ی اخیر وقتی موبایلم زنگ میخوره تمام دلشوره ی عالم به قلبم فشار میاره...انگار منتظر خبر بدی باشم...مدام گوش به زنگم و میترسم تلفنم رو خاموش کنم...دلهره ی این رو دارم که کسی بخواد خبری بهم بده و نتونه پیدام کنه ..

وقتی دوستی برام مینویسه"سلام،کجایی"،نمیتونم به روال سابق لوکیشن خودم رو اعلام کنم و اول با دلشوره مینویسم"چی شده?"


توی روانپزشکی این علائم مهم هستن...اما نه...نه...من فقط کمی خسته ام،فشار زیادی روی دوشمه،خوب میشم...


*بعد از اونهمه جراحی خوندن حالا بخاطر عوض شدن رفرنس دارم جزوه ای رو برای اولین بار میخونم....تمام اعتماد به نفسم رو گرفته...

۹۸/۰۵/۰۹
life around me