Day Dreams
سه شنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۸، ۰۹:۰۸ ب.ظ
وُیسی از یک روانشناس رو گوش میکردم که در مورد علت day dream هایی صحبت میکرد که اکثرمون تجربه اش کردیم.اینکه درحال درس خوندنیم و یکهو متوجه میشیم و میبینیم مدتهاست به یک نقطه خیره شدیم و در مورد مساله ای فکر میکنیم، و این اتفاق بارها در طی روز تکرار میشه.میگفت این موضوع بیشتر در کسانی دیده میشه که به نحوی احساس میکنن مورد ابیوز کسی واقع شدن و مدام یک اتفاق از دنیای واقعی رو در طی روز به صورت ذهنی تصور میکنن...
این روزهام بیشتر به day dream میگذره تا درس خوندن...به حرف زدن ذهنیم با آدمهایی که قلبم رو به درد آوردن و توی پیله ی تنهایی که آدمش نیستم فرو کردن...هر روز به خودم میام و میبینم چند دقیقه ست که دارم با اون آدمها حرف میزنم و توجیه شون میکنم...کاری که در دنیای واقعی هیچوقت انجامش نمیدم...
چیزی نمونده به تولدم و امسال تعداد کسایی که بهم تبریک میگن کمتر شده...نبودن ادمهایی که تبریک هاشون واقعی نبود ناراحتم نمیکنه...از این ناراحتم که من چقدر اون ادمها رو دوست داشتم و چقدر به هم میریختم اگر کسی نگاه چپ بهشون مینداخت و متقابلا چه چیزی دیدم?...
احساس میکنم ابیوز احساسی شدم و دی دریم ها دست از سرم بر نمیدارن...به تراپی احتیاج دارم...به کسی که بهش بگم من توانایی اعتماد کردن به آدمها رو از دست دادم...دیگه نمیتونم با کسی دوست بشم و رابطه ی نزدیک پیدا کنم...دیگه نمیتونم با کسی دردودل کنم...
من آدم حرف زدنم.آدم تعریف کردن ریز ریز جزئیات روزمرگیم برای دوستان نزدیکم و از دوران دبستان این کار هر روزه ام بوده...حالا اما حرف ها میماسن ته گلوم و من کسی رو برای روده درازی ندارم...دلم برای خودم میسوزه...بعد از این همه مدت هنوز با این مساله کنار نیومدم و بابتش رنج میکشم...کی میخوام فراموش کنم?
۹۸/۰۳/۲۱
