گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

بلاتکلیفی

سه شنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۲:۱۲ ب.ظ

اسکرین شات فرستاده از صحبتش با دختری که ارتوپدی میخونه و پروفایلش رو برام فرستاده....دقایق طولانی به چهره و اندام دخترانه اش نگاه کردم و هزار فکر و خیال متناقض از ذهنم گذشت...شوق،حسرت،اُمید،یاس...


از آزمون دادن وحشت دارم.دیروز بعد از گذشت یکماه از اتمام خوندن نفرولوژی،بیست و پنج تا تست نفرو زدم که نُه تاش رو یا بلد نبودم کلا و یا حتی جای دقیقش رو توی جزوه یا کتاب تست یادم بود اما مطلب رو فراموش کرده بودم...خدایا?

۹۸/۰۲/۱۰
life around me