گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

آریتمی ونتریکولار کردم!

جمعه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۸، ۰۶:۱۱ ب.ظ

تلفنم زنگ خورد و مرد پشت خط گفت خسته نباشید خانم دکتر،بخش داخلی خانم ها کارتون دارن...برای چند ثانیه مغزم کاملا متوقف شد و بعد از شروع مجدد فعالیتش تونستم به سختی بگم داخلی چی?کدوم بیمارستان?

مرد گفت مگه شما خانم دکتر گلسا نیستین?بیمارستان فلان دیگه...و من پوکر فیس به دوربین خیره شده و میگفتم آقا سر شیر مادرت اسم من رو از اون لیست تلفن خط بزن!!! داخلی من یک ماهه که تموم شده...مرد که تقریبا از خنده ریسه رفت بود گفت چشم چشم و تلفن رو قطع کرد.

میبینید?من از داخلی برگشتم،داخلی از من برنمیگرده!

۹۸/۰۱/۳۰
life around me

نظرات  (۳)

عزززیزدلم بمیرم الهی برات چه هولی کردی عهههه خدا نکنه آریتمی ونتریکولار بکنی :*
پاسخ:
قربونت خدا نکنه...

:)))
مورد داشتیم کسی که بعد اتمام طرحش و اعزامش به شهری دیگر برای رزیدنتی ، از بیمارستان طرح بهش زنگ میزدن خانوووووم دکتر کجایی ؟ وی گاهی با این کجااایی ها از خواب بعد کشیک پریده و مثل دیوونه ها دور خودش چرخیده.
آخرش خطشو عوض کرد😂
پاسخ:
منم شک ندارم بعد از فارغ التحصیلی از بخش داخلی بهم زنگ میزنن...کلا فکر کنم فقط شماره ی منو داره!!!

:/
روز جمعه ای چه استرسی بهت وارد کردن :)))
راستی تو سریال house رو دیدی؟ 
پاسخ:
دین ندارن!!!!

در حد یکی دو اپیزود...