گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

اینترن کشیک زنان

يكشنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۸، ۱۱:۵۵ ب.ظ

رفتم کنار دست دکتر که یه خودشیرینی کرده باشم بلکه زودتر آفم کنه دیدم داره معاینه واژینال انجام میده.داشتم خیلی ملو صحنه رو ترک میکردم که گفت کجا?بیا ببینم!

و چند ثانیه ی بعد من بودم که با انگشتم توی واژن زن بینوا دنبال دهانه سرویکس میگشتم و به بخت بد خودم لعنت میفرستادم!

_بگو ببینم چند فینگره?

+دو فینگر خانم دکتر!

_  :)

+  :/



*دو فینگر یعنی دهانه ی سرویکس به اندازه ی دو انگشت باز شده.

*امروز بالاسر اولین زایمان طبیعی،موقع زدن برش اپی واقعا نزدیک بود بیهوش بشم. کلی خودم رو کنترل کردم...انقدر زور زدن های بی نتیجه ی اون زن ترحم برانگیز بود و انقدر فشار رو توی تک تک اعضای بدنش حس میکردم و التماس هاش عذابم میداد که دوست داشتم میتونستم به یک طریقی به حیاتش پایان بدم و مطمئن بودم ازم تشکر خواهد کرد!

*خیر من با زنان کنار نخواهم اومد.

۹۸/۰۱/۱۱
life around me