سگ سیاه افسردگی
شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۷، ۰۸:۵۲ ب.ظ
تعریف میکرد از بخش روانپزشکی و از بیمار افسرده با علایم سایکوتیک که قبلا سابقه ی گرفتن شوک داشته و حالا مجددا برای شوک گرفتن آماده اش میکردن...میگفت مرد گریه میکرده و التماس که "توروخدا بهم شوک ندین،نمیخوام فراموش کنم...من خاطراتم رو دوست دارم..."
بارها و بارها چهره ی مردی که ندیدم را در لباس خاکستری بخش روانپزشکی،حین اشک ریختن و گفتن این جمله ی تراژیک تصور میکنم و با خودم فکر میکنم این اگر سکانس آخر یک فیلم کاندید اُسکار میبود بدون شک میتونست رای مخالف داورها رو تغییر بده...
۹۷/۱۱/۰۶