گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

پایان ماه دهم اینترنی!

دوشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۷، ۰۶:۱۱ ب.ظ

*خب شانس من هم اینطور بود که وقتی باید برای اولین بار TAPمایع آسیت(کشیدن مایع تجمع یافته داخل شکم) انجام بدم نه رزیدنت بالای سرم باشه و نه اتند و خودم هندل کنم.نتیجه هم برای من راضی کننده بود و هم برای پیرمرد خوش اخلاق و قدرشناس عزیزم...

به همسرش گفت کربلایی کمک خانم دکتر بده...

خندیدم و گفتم کربلایی صداش میکنی؟؟

گفت توی روستای ما به هرکی بره کربلا میگن کربلایی...

گفتم اقلا صداش کن کربلایی جان؟

زن بور شد و سه تایی با صدای بلند خندیدیم...

همینطور که کار میکردم قربون صدقه ام میرفت و دعای خیر میکرد و میگفت هروقت دکتر اصلی:))) شدی بیا شهر ما خوبمون کن و من خیلی دلم میخواست ماچش کنم و بگم دلبری رو بس کن پیرمرد!


*توی کشیک دیروز هم همه ی ساعتهایی که کاور کردن به عهده ی من بود با سرعت هزار اسب بخار میدویدم و نمیدونم اگر یک نفر از بیرون بهم نگاه میکرد در موردم چی فکر میکرد؟مثلا اینکه ببین طرف زنبور افتاده توی شلوارش!!!

اما با وجود اون همه مریضی که باید میدیدم و شرح حال مفصل میگرفتم و order میذاشتم واقعا خوش اخلاق بودم و فکر میکنم همکار بودن مریض ها و خوش انصاف بودن پرستارها خیلی موثر بود...


*هیچ لذتی بالاتر از این نیست که صبح بری ویزیت مریضی که شب قبل با حال عمومی خیلی بد اومده و براش دارو گذاشتی و ببینی طوری خوب شده که انگار هزارسال قبل هم مریض نبوده...اگر مریض خوش انصافی باشه و انرزی مثبت هم برات بفرسته که دیگه گل ها چه گلست!


*دیگه توی کشیک های داخلی افسردگی نمیگیرم...بدنم سر شده...


*شش ماه تا پایان دوره ی پزشکی عمومی...لحظه شماری میکنم...


۹۷/۱۱/۰۱
life around me

نظرات  (۵)

اون موقع دیگه "برای شما برنامه‌های ویژه‌ای داریم..." (چشما قلب و ستاره)
پاسخ:
دیگه لازم شد اقدام کنم😂😂
:)
خانوم دکتر خوش اخلاق مهربون دیدن دلبری کردنم داره دیگه
خداقوت پهلوون
پاسخ:
همینطور عرق خجالته که از جبین شُرّه میکنه پایین:))))
به امید جشن پایان دوره ی شما تو همین بیان :))

ممنون به خاطر این پست پر انرژی:)
پاسخ:
خیلی ممنونم:)
از الان می‌ریم برای اختتامیه: دستمال به دست، لی لی لی لی لی لی لی لی... :)
پاسخ:
برا عروسیم چیکار میکنی دیگه:)))))
مرسی بلوط جان:)
۰۱ بهمن ۹۷ ، ۱۸:۱۹ شهـــ ـــرزاد
آخییییی به سلامتی :)
[ در راستای جمله‌ی آخر پست ؛) ]
پاسخ:
فدای شما خانوم:))