گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

بدترین کشیک!

جمعه, ۷ دی ۱۳۹۷، ۰۱:۰۷ ب.ظ

موقع گرفتن ABG از یک مریض IV drug abuser سوزن رفت تو دستم و needle stickشدم...از استرس داشتم خفه میشدم،تا جایی که شد انگشتم رو با آب شستم،تست های هپاتیت و HIV رو برای مریض درخواست دادم و فردا خودم باید برم برای آزمایش...

با پرستار به شدت دعوام شد که یعنی یکی از شما نباید به من میگفتین با مریض پرخطر سروکار دارم?که وقتی بهتون میگم من تابحال ABGنگرفتم یکیتون باید همراهم بیاین چرا از جاتون جُم نمیخورین?

سر همراهی مریضی که اصلا تو سرویس ما بستری نیست و افتاده بود دنبالم داد زدم و گرچه بعدا که آروم شدم رفتم عذرخواهی کردم اما احساس میکنم از دلش در نیومد...

خلاصه که اینهم از کشیک روز جمعه...مریض...اعصاب خورد...چندین کانتکت پیاپی با چند نفر...

۹۷/۱۰/۰۷
life around me