انّ مع العسر یُسرا
شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۲ ب.ظ
آدم یک جایی از زندگیش براساس ضرورت توی یک محیطی قرار میگیرد و بعد زمان میگذرد و روابط رنگ میبازند و آدمها(از جمله خود تو)تغییر میکنند و یکهو چشم باز میکنی و میبینی آن محیط مسموم است،روابط مسمومند،سلام و علیک ها مسمومند و تو در تمام مدت داری سم وارد روحت میکنی.
راه حل چیست?کندن و بیرون کشیدن از آن محیط?
نه راه حل انقدر هم ساده نیست...گاهی آن محیط،محیط تحصیل و کار توست و هیچ راه فراری نیست جز تحمل کردن و توی خودت ریختن و غده ی سرطانی درآوردن!...جز با سردرد از بیمارستان برگشتن و بی هدف به دیوار زُل زدن و چوب خط کشیدن روی روزهای باقی مانده و توی بغل گرفتن این تن خسته و ناتوانت...
خسته ام و ناتوان...و جز تمام شدن این شکنجه ها آرزویی ندارم...
_هشت ماه و شش روز و چند ساعت مانده تا تمام شدن این عذاب_
۹۷/۰۹/۲۴