گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بایگانی

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

یک جایی توی سریال Gray's anatomy،کریستینا و اُون در مورد نگه داشتن یا سقط کردن بچه شون بحث میکنن.اُون میگه نگهش دار من قول میدم خودم مرخصی بگیرم و بزرگش کنم و این کار رو داوطلبانه انجام میدم و توهم میتونی به عشقت یعنی جراحی برسی.کریستینا میگه من هیولا نیستم و اگه اون بچه رو نگه دارم میدونم که عاشقش میشم اما اصلا بحث جراحی نیست،من"نمیخوام" مادر بشم،چرا درک نمیکنی?

توی اون صحنه که بغض کریستینا رو میدیدم یه چیزی چنگ به دلم مینداخت...انگار خودم بودم که داشتم از حق انتخابم دفاع میکردم...

توی اون صحنه و اون مکالمه من خود خود کریستینا بودم!

۲۴ مهر ۹۷ ، ۲۳:۱۷
life around me

ما هر روز با پدیده هایی مواجهیم که موقع تقسیم کشیک ها،گردن کج کرده و معتقدند "به علت دختر بودن" باید کشیک کمتری بایستند،و وقتی اتند کارهای سخت تر را به اینترن های پسر میسپرد اعتراض میکنند که تبعیض جنسیتی تا کجا?!

۱۲ مهر ۹۷ ، ۱۱:۵۷
life around me
دو روز درد کشیدن از سکته ی قلبی و دست و پا زدن وسط استفراغ های زرد رنگ خودش،سرنوشت پیرزنی بود که دور از بچه هایش و تنها زندگی میکرد...با دو روز تاخیر به بیمارستان رسید و شانس گرفتن رتپلاز را از دست داد...من روز به روز شاهد بدتر شدن اوضاعش هستم.شاهد پله پله بالا رفتن تست های کلیوی و تبدیل هوشیاری کامل اش به خواب آلودگی و کانفیوژن...
امروز دخترش پرسید خانم دکتر مادرم بهتر شده?و من گفتم نه!
گفت کی بهتر میشه?گفتم متاسفانه امیدی نداریم.مادرتون بخش زیادی از عضله ی قلبش را از دست داده،دیابت کنترل نشده اش روی کلیه ها اثر گذاشته و خب سن بالا هم مزید بر علت شده.گفت فشارخونش چند باشه خوبه?گفتم همینقدر که هست،منتها درصورتی که گرفتن دوپامین و دوبوتامین را قطع کنیم.گفتم دلیل فشارخون نرمال مادرتون این داروها هستن وگرنه در صورت قطع داروها قلبش تحمل نمیکنه و مجددا فشارها به 5_6میرسن...گفتم باید برای انجام دیالیز مشاوره ی داخلی بشن.

در دنیایی که یک مادر از نبودن هیچکس در کنارش،قدم به قدم جلوی چشم هام به آغوش مرگ کشیده میشود،آدم هایی هستند که بچه دار میشوند چون معتقدند توی پیری به عصای دست احتیاج دارند!

من امروز با چهره ای بدون احساس به زنی خبر مرگ قریب الوقوع مادرش را دادم.امروز ذره امید باقی مانده ی خانواده ای را به نااُمیدی تبدیل کردم.کاری که هیچوقت فکر نمیکردم مجبور به انجامش بشوم...با خودم فکر میکنم پزشکی ما را به کُل تبدیل به آدم دیگری کرد...آدمی که باید محکم بایستد،توی چشم نگران همراه بیمار زُل بزند و اعلام ناامیدی علم از درمان مادر پیرش را کند.


*مردی به دنبال نزاع خانوادگی،خودش را دار زد و از اورژانس راهی قبرستان شد...ما?بحث طولانی درمورد انتخاب روش مناسب خودکشی کردیم.روشی قطعی،کم درد،و بدون خطر نقص عضو...باید اینبار ممنون پزشکی باشیم که دست کم فایده ای که داشت،آشنایی ما با روش های مناسب خودکشی بود تا در صورت لزوم،اقدام به خودسوزی یا دار زدن خود نکنیم.
۰۸ مهر ۹۷ ، ۱۵:۱۶
life around me

فقط از یک اینترن قلب که توی کشیکش مریض سکته ی قلبی آوردن که بعد از گرفتن رتپلاز و با وجود انفوزیون دوپامین فشارخونش بالای6نمیاد و هرلحظه ممکنه کُد بخوره و از شانسش دوتا پرستار ccu باردار هستن و نمیتونن ماساژ قلبی بدن و اون مجبوره مدام گوش به زنگ باشه تا در صورت کد خوردن،CPR(احیا) رو شروع کنه و مدام نگران فراموش کردن دوز داروهای آریتمی هاست و در نهایت تو اوج خستگی خوابش میبره برمیاد که صبح به جای خمیردندون کرم QV بریزه روی مسواکش و حالا مسواک نزن کی بزن!

۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۸:۰۶
life around me

اینترن قلب که باشی یادمیگیری هیچوقت به خلوتی کشیک اعتماد نکنی،که تازه از اواخر شب و با افزایش تون سمپاتیک بدن دردهای قلبی شروع میشن و این یعنی شروع به فاک رفتن همون اینترن کذایی!

کشیک قلب بهت یاد میده هیچوقت به خوشی های حال اعتماد نکنی،هیچوقت دلت به آرامش زندگی خوش نباشه،هیچوقت گول خوشبختی های پوچ رو نخوری و با هر تلنگر توی دلت بگی"د وینتر ایز کامینگ"...!

۰۳ مهر ۹۷ ، ۱۸:۱۹
life around me