گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

۲ مطلب با موضوع «متفرقه» ثبت شده است

میدونی?مشکل اینجاست که تاریخ امتحانا رو با تاریخ قاعدگی ما هماهنگ نمیکنن.البته قاعدگی ما هم با امتحانا هماهنگ نمیشه.نتیجه اش میشه ساعت ها لولیدن لای پتو و دمنوش بی فایده خوردن و ترکیب کردن انواع مسکن ها و هی نتیجه نگرفتن.امروز بعد اونهمه تقلا منتظر بودم صدای پرستار رو از پشت در بشنوم که میگه بچه حالش خوبه،ولی مادر سر زا رفت...

۵ نظر ۰۴ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۴۶
life around me

از قرنطینه ی کتابهام کشیدم بیرون و رفتم طرف آشپزخونه تا آذوقه ای جمع کنم و برگردم توی غار تنهاییم.

چشمم افتاد به در اتاقی که باز بود.مامان و بابا کنار هم روی یه بالش آروم خوابیده بودن.

نور از پنجره ی بالا سرشون میتابید روی صورتشون.انگار آسمون شکافته بشه و خورشید بزنه بیرون.

دلم میخواست بپرم دوربین رو بردارم و اون قاب رو ثبت کنم.

برای روز مبادایی که ....


۳ نظر ۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۰
life around me