گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

۱ مطلب با موضوع «علوم پایه» ثبت شده است

الان که کم کمک کلاسهای ترم اولی ها شروع شدن گفتم بد نیست که تجربه های این پنج سال تحصیل رو باهاتون شریک شم.

خب ورود به دانشگاه مثل ورود به یه دنیای کاملا متفاوت از اون چیزی هست که قبلا تجربه کردین.نشستن سر یه کلاس با دخترهایی که  نمیشناسین و پسرهایی که تو مدرسه مدام تو گوشتون خوندن که اخ و پیفن و خطر دارن.خوندن درسهایی که به مراتب سخت تر از درس های دبیرستانن و پاس کردن درس ها که یه مکانیزم کاملا متفاوت داره.

اول از هرچیز فراموش نکنین که قرار نیست همه ی هم کلاسی ها دوست های صمیمی تون باشن.واسه همه فرشته ی نجات نباشین و هی به خاطر دیگرانی که نمیشناسین خودتونو تو زحمت الکی نندازین چون وقتی بهشون نیاز دارین خیلی ریلکس تنهاتون میذارن.

از طرفی,در مقابلشون گارد الکی هم نداشته باشین و سعی کنین همیشه میانه رو حفظ کنین.طوری رفتار کنین که دائم تو چشم نباشین و خلاصه سرتون تو لاک خودتون باشه.

از طرفی هر موقع دیدین که داره حقتون ضایع میشه خیلی جدی وایستین و ازش دفاع کنین چون این کمک میکنه که کم کم همه بفهمن که هالو نیستین تا هر وقت لازم شد از حق شما بزنن.و درغیر این صورت تا پایان تحصیلتون باید شاهد احمق فرض شدن خودتون باشین.

دعوای الکی با همکلاسی هاتون نکنین تا بعدا باعث پشیمونی بشه چون در هر صورت به هم احتیاج پیدا میکنین.سعی کنین همین اول سال تکلیف گروه های جزوه نویسی تون روشن بشه و به هییییچ عنوان تو جزوه نوشتن حمالی دیگران رو نکنین.من در جواب کسایی که جزوه نمینوشتن و فقط آماده خور بودن و جزوه میخواستن خیلی رک میگفتم دارم ولی نمیدم.دعوا نمیکردم,با لبخند ولی جدی حرفمو میزدم تا جایی که همه مجبور شدن جزوه بنویسن.

یکی از دخترهای کلاسمون جزوه مینوشت و آماده میداد به پسرها تا عزیز باشه,با گوشهای خودم شنیدم پسرا میگفتن دختره خره ولی در ظاهر کلی تحویلش میگرفتن.پس سعی کنین طوری رفتار کنین که دیگران حدود روابطشون با شما رو بفهمن.

موقع گروه بندی ها با کسایی هم گروه بشین که برای هم قابل تحمل باشین.ترجیحا با پر حرف ها و از زیر کار در روها هم گروه نشین که تا آخر باید ضعف اعصاب بگیرین.

اگه پزشکی میخونین و قراره تازه وارد استاجری بشین توصیه میکنم که واقعا گروه خوبی رو انتخاب کنین که دوسال تمام باید شب و روز کنار هم باشین.من تجربه ی هم گروهی با آدمایی که یک ثانیه نمیتونستم تحملشون کنمو داشتم و البته با تلاش زیاد گروهمو عوض کردم.

گروه الانم بینظیره ولی اولش این نبود.ومن موقعی که اولین بار با مجتبی رفتم تو یه گروه دو نفره تقریبا عزا گرفتم چون کسی بود که تو 5-6ترم اصلا هیچ رابطه ای باهاش نداشتم و پیشداوری هام باعث شده بود وحشت کنم ولی به تدریج فهمیدم چقدر پسر خوبیه و چقدر میشه روش حساب کرد.یا مثلا میکول یه از زیر کار دروی حرفه ای بود و اوایل همش شرح حال هایی که باید میگرفت میخوردن تو گردن ماها.

با اینکه کلی باهاش رفیق بودیم ولی بهش گفتم ما از فردا مریضاتو رد میدیم و فردا که دکتر گفت کو شرح حاشون؟میگیم مال فلانی بودن و شرح حال نگرفته.خندید...ولی واقعا فردا همون کارو کردم.دو روز از بخش اخراج شد ولی فهمید وظایفش چی هستن و الان یکی از بهترین دوستامه.اگه میخواستم تحمل کنم بعد این همه مدت هر شب باید جور یکی دیگه رو میکشیدم و به خودم فحش میدادم.

با همگروهی هاتون در عین رعایت حدود, رفیق باشین.براشون تا حد ممکن مرام بذارین.اگه واقعا مشکلی دارن به جاشون وایستین چون قطعا یه روز برای شما هم مشکل پیش میاد.

آهان یادم رفت,بالاغیراتا,جون مادرهاتون ترم اول با جنس مخالف دوست نشین.بخدا انقد خز شده که فقط آبروی خودتون میره.اصولا تو ایران چون دخترها و پسرها از هم جدا بودن,ترمهای اول خیلی سعی میکنن با هم صمیمی بشن ولی گاهی واقعا گندش در میاد.اگه دوست های همجنس خوبی دارین بخدا لزومی نداره انقدر اصرار کنین که با جنس مخالف ها برین بیرون.

با وجود اینکه دورهمی های رستورانی تو کلاس ما خیلی مد بود ولی من هیچوقت نرفتم چون میگفتم من چمیدونم اینا چجور پسرایی هستن و بعدا با کارهای بعضیاشون و گندهایی که بالا میدادن واقعا خوشحالم که اون تصمیم رو گرفتم.عوضش الان با خیال راحت با پسرهای همگروهیم میرم بیرون چون کاملا میشناسمشون و میدونم بهترین حامی های زندگیم هستن.

و اما مهمتر از هرچیز اینکه واقعا درس بخونین.اصولا بچه های ترم اولی افت معدل دارن ولی سعی کنین تا بقیه تو خواب زمستونی هستن ازشون جلو بزنین.من ترم اول هدفم از خوندن فقط پاس کردن بود.یعنی انقد از افتادن میترسیدم که تمام وقت درس میخوندم و آخر سر معدل الف شدم و الان که همه به فکر افتادن و رقابت ها زیاد شده,معدل ترمهای اولم باعث شده هنوز بتونم جزو الف ها بمونم.

بچه های پزشکی هم با اینکه درسهای دوران علوم پایه زیاد براتون اهمیتی نداره ولی حواستون باشه که معدل خیلی مهمه چون بعدا با معدل بالا میتونین استریت بشین و بدون طرح برا تخصص امتحان بدین و اونجا اهمیتش رو میفهمین.

خلاصه که تلاش کنین شخصیت محترمی از خودتون رو به دیگران نشون بدین و مدام تکرار کنین که قرار نیست شما محبوب تمام قلب ها باشین.فقط کافیه خودتون باشین:)l

۱۲ نظر ۰۹ مهر ۹۵ ، ۲۱:۲۴
life around me