گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

۲ مطلب با موضوع «اینستاگرامی های خوب» ثبت شده است

از بین تمام بازیگرا و کارگردانها و اینجور افراد مشهور فقط دو نفر رو توی اینستاگرام دنبال میکنم:محراب قاسم خانی و مهراوه شریفی نیا...امروز مهراوه ویدئوی 18دقیقه ای از خانوم لیلی گلستان(مترجم معروف و بینظیر)منتشر کردن که از سختی های زندگیش گفته و راه حل هایی که خودش برای حل مشکلاتش پیدا میکرده.خانم گلستان از تجربه ی جداییش از همسرش مینویسه درحالی که عاشقانه دوسش داشته اما به علت شرایطی که تو اون زمان داشته،با تکیه بر منطق خودش و برای بهبود شرایط خود و سه تا فرزند کوچیکش این تصمیم سخت رو میگیره و از کسی که عاشقش بوده جدا میشه...بارها و بارها این قسمت صحبتشون رو گوش کردم عجیب تکونم داد...آرزو کردم کاش همه ی زنها اونقدری متکی به خود و مستقل و قوی باشن که بتونن تو شرایط بحرانی زندگی شون تصمیم هایی بگیرن که بعدها اقلا باعث افتخار خودشون باشه....برای دیدن این ویدیو میتونید آدرسmehraveeeرو سرچ کرده و تو قسمت بیو پیجشون وارد کانال تلگرام خانوم شریفی نیا بشید و دانلودش کنید.قول میدم از دیدنش پشیمون نشید.

۸ نظر ۱۲ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۴۲
life around me

تصمیم گرفتم ازین به بعد پیج های خلاق و به درد بخوری که تو اینستاگرام میشناسم که چیزی هرچقدر کوچیک رو بهم اضافه کردن اینجا معرفی کنم شاید به درد شما هم بخوره.

اولین پیجی که میخوام معرفی کنم پرفالوور هست و شاید بشناسیدش و اگه هم نه که اقلا یه بار دیدنش خالی از لطف نیست.البته سعی کنین از اولین پستهاشون شروع کنین و بیاین جلو.

yaldarta

یه خانوم که از تجربه های روزمره زندگیش مینویسه و از تلاش دوتایی خودش و همسرش برای زندگی به سبکی که خودشون میپسندن.از تجربه ی کارهای جدید و چالش استفاده از تک تک دقایق روز.

ایشون معلم انگلیسی هستن که تو آموزشگاه یا خصوصی تدریس میکنن و خلاقیت شون تو پیدا کردن متدهای تدریسی واقعا تحسین برانگیزه.اگه همه ی شاغل های کشورمون با همین علاقه و جدیت کار میکردن قطعا اوضاع مون خیلی بهتر بود.

وقتی دیدم ایشون شروع کردن به آموزش دیدن موسیقی,علاقه قدیمی که خودمم داشتمش قلقلکم داد.گفتم چرا من نه؟

من از شنبه تا چهارشنبه,از ساعت6:30صبح تا14بعداز ظهر بیمارستانم و عصرها هم یا کشیکم,اگه هم نباشم باید درس بخونم و هیچ جوره نمیتونم به این پنج روز دست بزنم.شبهاشون هم انقدر خسته ام که نای هیچ کاری ندارم.به جز خوندن کتاب غیر درسی یا وبلاگ نوشتن.

فقط عصر چهارشنبه رو گذاشتم برای باشگاه و بعدش هم باید برسم خونه و دوش بگیرم و دیگه کوفتگی اجازه کاری نمیده به جز ریلکس کردن و خوندن یه کتاب خلسه آور.

پنج شنبه و جمعه ها روزهای پرکار درس خوندنمه چون عمدتا برای شنبه کنفرانس داریم و از طرفی باید تو این روزهای نعطیل برای امتحان پایان بخش هم بخونیم.و خب من اگه بخوام برم کلاس موسیقی دیگه وقتی بجز 5شنبه و جمعه ندارم.

باخودم فکر کردم اگه بتونم کلاسی رو برای پنج شنبه شب پیدا کنم,میتونم جلدی برم کلاس و برگردم و خب از صبحش هم میتونم با جدیت بیشتری بخونم که وقتی هدر نره.

واقعا جا دادن کلاس موسیقی که همیشه فکر میکردم محاله وقت کنم,همچین کار سختی هم نبود.میدونم اگه بیشتر ریز بشم میتونم خیلی زمانهای دیگه هم پیدا کنم که به بطالت میگذرن و میشه به یه کار مفید تبدیلشون کرد.

تاحالا ذره بین گرفتین دستتون تا ببینین چقدر از وقت ارزشمندتون نشتی داره؟چقدرش داره به بیهودگی میگذره؟هیچوقت تلاش کردین که زندگیتونو نجات بدین؟که به جای آدمهای تک بعدی,انسانهای سالمی باشین که استعدادهای مختلفش رو پرورش داده؟

بنظرم اگه هرکدوممون تو یه پست,برنامه یک روز هفته مونو بنویسیم.دقیقه به دقیقه و ثانیه به ثانیه,اونوقت معلوم میشه کجای کارمون میلنگه.دوست دارم نظرتونو بدونم:)



۵ نظر ۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۹:۴۶
life around me