گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

دیگه به هرحال

چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۸، ۱۱:۱۱ ب.ظ

چندوقت قبل خانم متاهلی از آشناها چشمش افتاد به موهای پاهام و گفت شیو نمیکنی?گفتم درحال حاضر حوصله ندارم...با حسرت گفت خوشبحالت،من که دیگه فقط دست خودم نیست نمیتونم...

من از زوایای مختلفی به دلایلم برای ازدواج نکردن فکر کرده بودم ولی هیچوقت به ذهنم نرسیده بود که مالکیت بدن خودمم خواه ناخواه کم و بیش از دستم میره و توی ذهنم در کنار از دست رفتن مالکیت تخت خواب و جبر شنیدن فیش فیش نفس کشیدن یک غول گنده بیخ گوشم،اجبار به تند تند شیو کردن موهای بی زبون بدنمم اضافه کردم و دلایلم محکم تر شد...حالا که بخاطر امتحان رزیدنتی تبدیل شدم به یک میمون قشنگ که خودم دوستش دارم میخوام فخر بفروشم به تمام متاهلین دنیا و بگم متاسفم،آپشن های زیادی رو از دست دادین:))

۹۸/۱۰/۱۱
life around me

نظرات  (۳)

۱۱ دی ۹۸ ، ۲۳:۳۲ شهـــ ـــرزاد

چطور بهش فکر نکرده بودی! من کلّی حال می‌کنم با این آپشن همیشه :دی

پاسخ:
چون تو ذهنمم این حق رو به کسی نداده بودم که از هیکل میکل من خوشش نیاد:))))

منم. تازه عروسی دعوت داریم و چون دلم نمیخواد اپلاسیون کنم، نمیکنم. دلم نمیخواد. دوست ندارم. گور بابای همه. من وقت ندارم. که وایسم حسابی به خودم برسم. باید تیغ بکشم رو پوستم که اینم دوست ندارم. بنابراین هیچ کاری نمیکنم :) گور بابای همه که به خاطر دیگران (ولو این دیگران شوهر آدم باشه) خودشون رو هی تیکه تیکه میکنن :))

پاسخ:
همینه:))

 بنده خداها گور باباشون نه دیگه،ولی خب کاریه که انجام دادن و باید تا تهش استقامت کنن:)

لاو یو 😂❤

پاسخ:
^_^
:))