گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

همینجوریات!

چهارشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۷، ۰۶:۳۴ ب.ظ

پی بردم هرچه بیشتر به جنبه ی عدم علاقه ام به داخلی فکر کنم و هرچه بیشتر از کشیک های داخلی برای خودم تابو بسازم،در واقع شرایط را برای خودم سخت تر کردم چون به هرحال این سه ماه که قرار نیست کوتاه تر بشه پس تصمیم گرفتم سر به راه تر باشم،کمتر گله کنم و بیشتر خودم رو بزنم به بیخیالی...

نتیجه اینکه توی کشیک قبلی سعی کردم آرومتر باشم و بیشتر بخندم و با تمرکز بیشتری مریض ببینم و orderبذارم.الیته اینکه روتیشن سگ ترین اتندمون شروع شده هم بی تاثیر نیست چون موقع خوندن اُوردرهایی که توی کشیک ها میذاریم مو رو از ماست میکشه بیرون!


امروز بعد کشیک انقدر خسته و به قول میکول no makeupبودم که هرکی نگاهم میکرد احساس میکردم میخواد بگه واتیز رانگ ویت یو? و منم حال نداشتم بگم عامو حالا یه روز رُژ نزدیم نخورینمون!


از خواب که بیدار شدم جماعت تلپ خونه مون بودن.من بر حسب عادت روسری پوشیدم و رفتم بیرون و با چشمای پُف لم دادم روی مُبل.سجاد(از دوستان)گفت گلی خداییش فکر کردی ما با قیافه پُرچرک پُست کشیک تو تحریک میشیم که روسری هم پوشیدی?

کمیل گفت گلی بخدا ما یه چیزایی دیدیم که دیگه کلا با مو تحریک نمیشیم چه برسه به موهای چرب و چیلی تو!!!!!

سهیل هم تایید میکرد که راست میگن!!!!!

خداییش ببینین کارمون به کجا کشیده!

حالا که انقدر حرفهای مسخره زدم اینم تعریف کنم.بابای سهیل خیلی خیلی حساسه روی اینکه کسی باهاش رودربایستی داشته باشه و چون خودش کلا آدم راحتیه دلش میخواد همه باهاش همینطور باشن.خیلی سال قبل که بچه تر بودم چند شب خونه شون موندم.یه بار در اتاق رو باز کرد بیاد داخل و من برحس عادت روسریم رو سرم کردم که کاش نکرده بودم چون انقدری سرم عصبانی شد که من تورو بزرگ کردم حالا برا من روسری سر میکنی و انقدر بهش برخورد که فقط مونده بود برم بگم آقا گوه خوردم و برای دلجوییش از سرتاپا لُخت بشم!!!

یه بار یه جای دیگه هم اومد توی اتاق،مامانم روسریش رو پوشید(یک درصد فکر کنین مامان سادات و معتقد من جلوی نامحرم روسری نپوشه)...تا مدت زیادی بابای سهیل هربار میدیدش میگفت حالا یکی نفهمه فکر میکنم من میام نگاه موهای سفید و کله کچل تو کنم?فکر کردی نوبرش رو آوردی?و هنوز که هنوزه با یادآوریش میترکیم از خنده!

خلاصه که اگه روزی روزگاری روی سنگ توالت نشسته بودین و سهیل یا باباش رو دیدین از جاتون تکون نخورین و با آرامش به کارتون ادامه بدین وگرنه بهشون بر میخوره!


+تا این حد سطحی شدن اینجا رو بر من خسته ببخشین...از مغز من انتظار و توقع متن ادبی،علمی،فمنیستی و هر آنچه که قبلا بهش علاقه داشتم نداشته باشین.

+راستی?دیدین کتابدونی97با یک کتاب درجه یک به روز شده?

۹۷/۱۰/۱۹
life around me

نظرات  (۸)

خیلی باحال بووود 😂😂😂😂
پاسخ:
:)))))
گلسا لیوان دم دهنم بود و داشتم قسمت بابای سهیلو میخوندم که همچی خندم گرفت که با بدبختی جم کردم نریزه همه چی😂😂
پاسخ:
وااااای:))))))))
احتکار کردی مال مردمو لامصببببببببببب
پاسخ:
کدوم مال مردم?:))
منم یه مدت به محل زندگیم الژی پیدا کرده بودم :))
 داشتم دیوونه میشدم که تصمیم گرفتم بیخیال بشم و سرمو بیشتر به جزئیات بند کنم حالا خدا رو شکر بهترم .
چقدر باباش حساسه : ))
وای از روزی که گیر یه ادم مثل خودش بیافته 
چه جنگی بشه : ))
اینجا جزو دارایی هایه شخصی شماست هر طور دوست دارید بنویسید: )
پاسخ:
آره بابا باید بیخیالی طی کنیم....این نیز بگذرد...

:)))))
دیگه هیچ چرت و پرتی نبوده که ننویسم:)
وااااای یه بار برا من پیش اومده 
مهمون اومده بود و من نمیخواستم برم پیششون 
دااااااغون هم صورت نشسته و تازه از خواب پاشده و موها هم پریشون تو هوا
یهو اقاهه درو باز کرد :/

چن ثانیه چش تو چش شدیم و من نمیدونستم چیکار کنم اینقدر ک ظاهرم بد بود هیچی دیگع گف ببخشید عمو و رف بیرون
حالا خوبه من مذهبی ام و چادری و یهو موندم ...جالبه ک تو یهو روسری سرت کردی😂😂😂😂
پاسخ:
من جلوشون حجاب ندارم ولی چون بیست و پنج ساله که مرز محرم و نامحرم جلومون بوده تو جامعه و مدرسه و غیره،گاها کاملا ناخودآگاه حجاب میگیرم....
ولی اگه آدم واقعا محجبه باشه خیلی براش شوک کننده میشه که اینجوری ببیننش:))
۱۹ دی ۹۷ ، ۱۹:۱۰ رومی زنگی
وای بعضی از این فامیل های ما هم شبیه آقا سهیل و پدرشون هستن اما پدر من اینجورین که غلط کردن شما باید حجابت رو داشته باشی به درک که ناراحت میشن ://// و بسیار در این زمینه استریکت و سخت گیرن 
پاسخ:
اوه اوه اوه:)))))))))
:)))
(((: عه سهیل اشناتونه 
((= دی: 
پاسخ:
دوستمونن:)
گلی من هنوزم دارم وُی ها پست قبلو میخونم ^_^ چقد دوز میدارم قیافه کمیل رو ببینم :دی
پاسخ:
خیلی شعر بانمکی بود من بقیه اش رو یادم نمیاد:)

دیگه ناموسیش نکن;)