گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

کوزه گر از گوزه شکسته آب میخوره

پنجشنبه, ۶ دی ۱۳۹۷، ۰۲:۵۹ ب.ظ

سرفه های productive امانم رو بُریدن...تک تک اعضای بدنم تندرنس دارن و موقع لباس عوض کردن انگار کسی خنجری رو داخل بدنم فرو میکنه...از درون داغم و دارم ذره ذره میسوزم...از گلودرد و فارنژیت درحال خفه شدنم...

هر داروی مضرّی که صرفا علایم بیماری رو موقتا کمتر میکنه و ما برای مریض های خودمون تجویز نمیکنیم رو امتحان کردم مثل آمپول دگزامتازون اما دریغ از ذره ای بهتر شدن...

بدن دردم رو با قرص ژلوفن ساکت میکنم و حالا بخاطر اینهمه قرصی که خوردم معده درد گرفتم...

فردا دوباره کشیکم و در خودم نمیبینم بخوام با این وضع مریض ببینم و بیداری بکشم و تازه درس هم بخونم که شنبه مورنینگ داریم!

دلم میخواست امکانش بود مرخصی استعلاجی بگیرم و توی خونه کنار بخاری لم بدم و به هیچ چیز فکر نکنم...

خدایا کمک کن فردا که بیدار شدم ببینم همه چیز خوب شده...مثل آبی که روی آتش ریخته شده باشه...

۹۷/۱۰/۰۶
life around me