گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

جماعت لال!

شنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۸ ب.ظ

نشستم تو دندون پزشکی و آقای بغل دستیم با بلندترین صدای گوشیش کلیپ اینستاگرام نگاه میکنه.هرچقدر صبر کردم دیدم نه مثل اینکه دست بردار نیست.چندبار صداش زدم تا بالاخره متوجه شد.با قیافه ی از خودراضی نگام کرد.گفتم میشه صداش رو کمتر کنین تا جایی که فقط خودتون بشنوین?با اخم سرش رو انداخت پایین و قطعش کرد.همه ی کسایی که اینجا نشستن یه نفس عمیق از سر راحتی کشیدن ...

میفهمین?سه ساعته که این صدا رو اعصابشون بود و حرف نمیزدن!!!

خداییش این مردم را چه میشود?!


۹۷/۰۹/۱۷
life around me