گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

موی سپید را فلکم رایگان نداد:)

پنجشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۰ ب.ظ

هفت سال قبل این موقع چشممون به گوشی موبایل بود که تقی صدا بده و روز دانشجو رو بهمون تبریک بگن و باد بندازیم به غبغب که یعنی ما هم بله.و حالا بعد گذشت هفت سال خوشحالیم از اینکه دیگه دانشجو محسوب نمیشیم و برای جشن روز دانشجو دعوت نمیشیم...

و میبینیم تو فراخوان های سایت دانشگاه مینویسه دانشجوها و اینترن ها!

۹۷/۰۹/۱۵
life around me

نظرات  (۴)

باورت می‌شه یه زمانی نهایت خواسته‌م این بود که دانشجو باشم و بشینم نبض دانشجو ببینم از تلویزیون ایران؟ :))))
پاسخ:
باورم بشه?
خودمم همچین اُسکولی بودم:)))
ینی شما دیگه دانشجو محسوب نمیشین ؟

خب روز اینترن چه روزیه ؟ فکر کنم اول شهریور روز شماست درسته ؟
پاسخ:
روی کاغذ هنوز دانشجوییم اما تو سیستم پزشک دانشجو محسوب نمیشیم.

والا نمیدونم فکر نکنم روز خاصی داشته باشیم.
ما هم که کلا مدل دانشگاهمون طوریه که آدم احساس دانشجو بودن نمیکنه :|
لعنت به اون تستهای شیمی،لعنت :))
پاسخ:
من الان جزو خوشی های زندگیم اینه که بهم نگن دانشجو:))
بخدا از فحش بدتره:)
از روز دانشجو فقط و فقط موزی که سلف میده😆
پاسخ:
که ما این چندسال چون بیمارستان بودیم و نمیرفتیم دانشگاه نصیبمون نمیشد:(