گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

ماه نهم اینترنی

چهارشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۱ ب.ظ

مرد روی تخت بیست و هشت خوابیده.توهم های بینایی و شنوایی داره و هذیان خودبزرگ بینی به این صورت که معتقده یکسری الهامات بهش میشه.مثلا به برادرش زنگ میزنه میگه امروز از خونه بیرون نرید،بهم خبر دادن در خطرین یا اینکه یک ماه قبل ادعا کرده امام زمانه!

مرد توهم بینایی داره.اشخاصی را میبینه که ماهیت شیطانی دارن و آزارش میدن.می ایسته روی تخت،با دست دور خودش خط میکشه و میگه دارم شیاطین رو دور میکنم.

مرد فقط به میکول اعتماد داره و مقدار خیلی کمی از علایم روانپریشی خودش رو به زحمت براش توضیح میده(میگم خیلی کم چون بعد از مقدار کمی از توضیحات ساکت میشه و میگه دیگه اجازه ی حرف زدن ندارم و ما فکر میکنیم احتمالا یکی از هذیان های اشنایدر را هم داشته باشه و احساس میکنه افکارش خونده میشن) اما در مقابل اتند روانپزشکی مون لام تا کام حرف نمیزنه و میگه خوبم و هیچ مشکلی ندارم و تلاش خانم دکتر برای به حرف آوردنش بی فایده ست و جالب اینجاست وقتی احساس میکنه دکتر زیادی بهش پیله کرده دچار لکنت زبان میشه.بچه های پزشکی میدونن که به این علامت میگن conversionو با تمارض فرق میکنه چون بیمار هیچ منفعت مالی نداره و صرفا این علامتش میخواد این پیام رو به دکتر منتقل کنه که سوالات رو همینجا تموم کن! و خانم دکتر هم دقیقا به این علامت توجه میکنه و به محضی که مریض لکنت میگیره مصاحبه رو تمام میکنه.

مرد مبتلا به اسکیزوفرنی هست و من با هربار دیدنش و هربار مشاهده ی مصاحبه باهاش تو دلم میگم لعنتی روانپزشکی چقدر تئوری قشنگی داره.فقط حیف که من نمیتونم تا آخر عمرم بشینم گوشه ی مطب و به اتاق عمل نیاز دارم!

۹۷/۰۹/۰۷
life around me

نظرات  (۷)

پس بالاخره بخش مورد علاقه من رسید!
خانم دکتر خیلی برامون ازاین بخش بنویس من خیلی دوسش دارم ^ــ^
پاسخ:
چشم تا جایی وقت کنم:)
چرا نمیشه کاری براشون کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لعنتی همه بیماریهای روانی گریه داره
هیچکی نمیتونه بفهمه وقتی عزیزی از افراد خانوادت این بیماری رو داره چقدر سخت ودردناکه 
اسکیزوفرن
همیشه هم ادمای خطرناکی نیستنداما میتونن باشن

پاسخ:
تا حدودی کنترل میشه اما متاسفانه اسکیزوفرنی سیر پیشرونده ای داره و با گذشت زمان پیشرفت میکنه.


آره بعضیاشون اتفاقا منزوی و گوشه گیر میشن...کلا خیلی گناه دارن...
اولا اینکه چخبرعروسی؟خوش گذشت؟پیست رقصو ترکوندی یانه؟خخخ
دوما اینکه اون موضوع ایران قدیم وجدید اصن اولش فک کردم داری الان روتوضیح میدیگفتی واسه قدیمه شوک شدم.....
سوما اینکه چ کیس پیچیده ایه این دکترروانپزشکه موهاش سفیدنمیشه تواین جو پرازاسترس وروانیت؟؟؟خداییش مغزادما خیلی عجیب غریب میشه لعنتی....یادمه یکی رومیشناختم بنده خدا سال اخرپزشکی بود...افسردگی فصلی داشت....یعد یهو پاییز به بعد کلا سیم پیچی هاش قاط.میزد هی قرص پشت قرص...میگف بخدا مغزم یهو عوض میشه دست خودم.نیس.یهو به خودم میام میبینم ک خودموباقرص خفه کردم پتوپیچ نشستم گوشه اتاق دارم.عرمیزنم....ازاونوحشتناکتر بسمارای چندشخصیتین...لعنتیا ادم سوژه شونو میخونه پشماش میریزه!!!!مغز بنظرم وقتی مریضه واقعا دردناکه...چون اون ادم دیگ خودش نیس.....
پاسخ:
سلام...ممنون خوب بود.

بله روانپزشکی دنیای عجیبیه و کسی که واردش میشه باید آدم قوی باشه تا از نظر روحی درگیر کیس ها نشه و به اونها صرفا به چشم کیس هاش نگاه کنه وگرنه خودش هم به انواع اختلالات روانی مبتلا میشه.
چه بد :( چه اتفاقی رخ میده که یک فرد مبتلا به همچین توهماتی میشه ؟ من شنیدم مصرف مواد مخدر باعثشه
پاسخ:
ریسک فاکتورهای متعددی داره که مهمترینش ارث و ژنتیک هست.مصرف بعضی مخدرها مثل حشیش هم یک ریسک فاکتور هست...کلا عوامل متعددی داره از جوی که فرد توش بزرگ میشه بگیر تا فصلی که توش به دنیا میاد(بیشتر زمستون)و غیره...
جالب بود و غم انگیز
خوشحال میشم بهم سر بزنی.
۰۷ آذر ۹۷ ، ۱۸:۱۹ نگار جهانشاهی
عالی
البته تو روانشناسی هم دستی بر آتش داری خانم دکتر قشنگ توضیح داری مشکل بیمار رو

جراحی واقعا هنر میخاد .
اولین حضورتون تو جراحی چه حسی داشتین ؟ سختتون نبود ؟
پاسخ:
بخشی از رفرنسمون هست که باید بخونیمشون.

ما صرفا نظاره گر بودیم و سختی رو خود جراح متحمل بود نه ما:)