گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

اینترنی عفونی و تجربه ی تلخ اولین ها...

سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۲۷ ق.ظ

"....مردمک های بیمار دیلاته و non reactive به نور میباشند.PR وBPبیمار قابل detectکردن نیست.سمع قلب و ریه ها silentمی باشد.در دستگاه مانیتورینگ بیمار هیچ فعالیت الکتریکی رویت نمیشود و در ecgبیمار نیز فعالیت الکتریکی ثبت نمیگردد.لذا طبق موارد ذکر شده مرگ بیمار تایید میگردد."


به ساعت2:00بامداد بیست و نهم آبان ماه نود و هفت که برای اولین بار مرگ بیماری را تایید کردم.

۹۷/۰۸/۲۹
life around me

نظرات  (۴)

چه 'اولین' سختی... 
پاسخ:
ولی عادت میشه...
تا الان فقط تو فیلم مرگ دیدم 
الان بدنم مومور شد اصلا انتظار نداشتم تهش مرگ باشه :دی

پاسخ:
همیشه تهش مرگه;)
پست میکول:))))
پاسخ:
:))))
اولین ها اکثرا یاد ادم میمونه .با این که اجتناب ناپذیره اما امیدوارم در اینده کمتر پیش بیاد که دوباره تو این شرایط قرار بگیرید . برای چند دقیقه یا بیشتر ادم منقلب میشه تو این شرایط ..
پاسخ:
اوهوم همینطوره...امیدوارم اگر مرگی رو ثبت میکنم،مرگی غیرقابل پیشگیری بوده باشه نه ناشی از خطای من انسان خطاکار...