گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

یک داستان صددرصد واقعی!

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۵۹ ب.ظ

شوهرش تاجر ثروتمندی ست.برای بچه دار نشدن،شرایط همسر پزشکش را درک کرد تا دوران رزیدنتی و طرح شهرستان را تمام کند.

در دوران فلوشیپ همسرش تصمیم به بچه دار شدن گرفتند.مرد دو سال تمام کار نکرد و مثل دایه ای بچه داری کرد تا همسرش به ادامه تحصیل برسد!و بعد از اتمام دو سال و سبک شدن کار همسرش،دوباره شروع به کار کرد و برای نگهداری از بچه ها،دو پرستار را همراه همسرش راهی شهرستان کرد تا زن پزشک ادامه طرحش را بگذراند و قول داد به زودی به آنها بپیوندد!


اینها را نوشتم که تاکید کنم اگر زنی هستید که بچه داری را وظیفه ای دو نفره میدانید،با کسی ازدواج کنید که تفکر مشابهی با شما داشته باشد.مردی که پذیرفته در ایجاد آن بچه ها پنجاه درصد سهم داشته و باید در بزرگ کردنشان هم نقشش را ایفا کند...مردی که بنشیند و دودوتا چهارتا کند و تصمیم بگیرد نگهداری از بچه ها برای کدام تان کار امکان پذیرتری است و کمترین آسیب را به پیشرفت کدامتان میزند.مردی که خانه نشینی و درآوردن بچه ها از آب و گل را وظیفه ی صد در صدی زن شاغلش نمیداند،مسئولیتی دونفره میداند که برای تقسیم کردنش نیاز به همکاری دارد و میداند این کار چیزی از مردانگی اش کم نمیکند!


و اگر متقابلا مردی هستید که بچه داری را وظیفه ی زن میدانید،لطف کنید با زنهایی که ساعتهای زیادی از زندگی شان صرف کارشان میشود ازدواج نکنید و در همان ابتدای کار،طرف مقابل را در جریان طرز فکرتان قرار دهید تا با علم و آگاهی به این موضوع تصمیم بگیرد!

۹۷/۰۸/۱۵
life around me