گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

ترسم نکشد بی تو به فردا دل من

پنجشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۰ ب.ظ

تماس تصویری برقرار کرده که خونه ی جدیدش رو نشونم بده...چشمم میفته به پاکت سیگارش.میگم لعنتی یه کف دست ریه برای خودت باقی بذار!...چشمک میزنه و میگه به چه اُمیدی?،میفهمم قصدش دلبری کردنه،میگم راست میگی،به چه اُمیدی?!بکش تا خفه شی عزیزم...میخنده...

گوشه گوشه ی اتاقش رو میبینم و نظر میدم.گوش میکنه و میگه چشم...میگم یه گلدون بخر بذار اونجا لب پنجره بلکه خونه ات رنگ و روی خونه بگیره،میگه چشم...میگم کف خونه ات مثل کف حموم میمونه،یه فکری براش بکن،میگه چشم...میگم به جای جور کردن کتابخونه اول یه تشک برای تختت بگیر که کف سالن نخوابی و بعد بخاطر دو نفره بودن تختش کلی فیلمش میکنم و انقدر میخندیم که دلدرد بگیریم.میگم صاحبخونه فکر دوست دخترات هم کرده که برات تخت دو نفره گذاشته،میگه این جزو درخواست های اصلیم بود و با صدای بلند میخندیم...میگم اگه تو از این عرضه ها داشتی که نگرانت نبودم...میگه نگرانمی?

 به روی خودم نمیارم که عکس قاب گرفته ام رو روی دیوار اتاقش دیدم...

اما شما با کسی که رفته اون سر دنیا و عکستون رو زده به دیوار اتاقش چکار میکنین?

من که زورم بهش نمیرسه...زورم بهش نمیرسه...


*عنوان:خاقانی.

۹۷/۰۷/۱۹
life around me

نظرات  (۲)

بابا چه سنگ دلی هستی خانوم دکتر !
خب یه «نگرانتم »بهشون میگفتین! 
پاسخ:
باید یه تفاوتی باشه بین کسی که باید هر چیزی رو بهش بگی،و کسی که کافیه نگاهش کنی و خودش همه چیز رو بفهمه;)
دوسش نداری ؟
پاسخ:
دارم:)