گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

فاصله ی خوشبختی و بدبختی...

چهارشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۴۲ ب.ظ

خدایا قبول،من همون بنده ای هستم که توی خوشی ها نه تنها به یادت نیستم که شاید حتی وجودت را انکار کنم.اما اینکه میبینی همین من سرکش توی عمیقترین دردهاش و وقتی از همه ی عالم و آدم ناامید شده دست سمت خودت دراز میکنه و کسی جز تورا برای درد و دل کردن نداره حس خوبی بهت نمیده?اینکه توی سختی ها تنها کس یک فرد باشی دلت را به درد نمیاره?

خدایا من یکی دو ساعت قبل یکی از تلخ ترین خبرهای زندگیم را شنیدم و الان درست روی اون نخ نازک بین خوشبختی و بدبختی ام...کمکم میکنی?


+اشک ها ریختم و همچنان دارم میریزم...دعام میکنین?

۹۷/۰۶/۲۸
life around me