گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

چندراهی...

يكشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۷، ۰۳:۳۲ ب.ظ

نه رمه ای به صحرا برده ام

نه در صحرایی آرمیده ام.

اینگونه که روزگار میگذرانم،

در چهل سالگی پیامبر نخواهم شد....!

_محمدمهدی سیّار_


............................

خداحافظی میکند.برمیگردد.آرشیو را مخفی میکند.دقیقا نصف دوسال خاطره ی مکتوب را پاک میکند.آرشیو را عمومی میکند.از دنبال کردن وبلاگ رفقا انصراف میدهد.توی سر خودش میزند.به سختی تعدادی از آدرس ها را دوباره پیدا و مجددا دنبال میکند...این سناریوی یک فیلم زرد ایرانی نیست،تظاهرات تیپیک یک کیس وسواس فکری که به علت بلاتکلیفی و اضطراب(تاکید میکند اضطراب!نه غصه!)دچار تشدید علایم شده است.

۹۷/۰۶/۱۸
life around me