گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

چهارده از هفده!

دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۳۹ ب.ظ

غم یعنی بعد چندماه کتاب نخوندن درست و حسابی بری سه تا کتاب عالی بخری که تو دو روز آفی با خیال راحت کتاب بخونی،بعد هم کشیکیت زنگ بزنه بگه مشکلی برام پیش اومده تو فردا برو کشیک...الان تو اورژانسم اما دلم جای دیگریست.


+کشیک بودن با اتند عقده ای باید قبل از کار در معدن جزو سخت ترین مشاغل دنیا قرار بگیره.

۹۷/۰۵/۲۲
life around me

نظرات  (۳)

نیمه پر رو ببین:چهارده از هفده :)
پاسخ:
اورژانس یه کشیکش هم زیادیه:(
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۴۴ خورشید جاودان
انشالله همیشه جیبت پر پول باشه کتاب بخری 
من که مجبورم کتابخونم رو دوباره مرور کنم
چی خریدی اسمشون رو میگی؟
پاسخ:
ممنون...البته منم مجبور شدم سه تارو باهم بخرم چون ترسیدم دیگه گیرم نیان مخصوصا که یکیشون چاپ قدیم و ارزون بود.
درموردشون پست میذارم بعد اتمام خوندن شون.
آخرین پدرخوانده
نان آن سالها
خاطرات پس از مرگ براس کوباس.
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۰ فتل فتلیان

خخخخخخخ

حالا قبل یا بعد کار تو معدن

پاسخ:
قبل