گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

از حرف تا عمل

سه شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۳۸ ب.ظ

دیشب سخت ترین کشیک اینترنیم تا به اینجا رو داشتم و چندبار تا مرز گریه کردن رفتم اما مقاومت کردم و اشک نریختم.دیشب تشنه ی خواب بودم اما هی نمیشد.

نمیدونم کدوممون بدکشیک بودیم که اورژانس اونجوری ترکید که رزیدنتها وقت خروج از اتاق عمل رو پیدا نمیکردن که من پشت سر هم مریض میفرستادم براشون.

ماه چهارم اینترنی داره به نیمه هاش نزدیک میشه و من هنوز نه به بی خوابی عادت کردم و نه صدای زنگ تلفن پاویون!


همراهی بیمارم که با سوختگی کف پا آورده بودنش انقدری دنبالم می اومد و سوال الکی میپرسید که داشت دیوانه ام میکرد.مریض شون نیاز به جراحی نداشت،من ترخیصش کرده و تمام دستورات رو نوشته بودم توی پرونده اما همراهیش ولم نمیکرد.وسط بدو بدوی ویزیت مریضای جدید که پشت سرهم می اومدن،هی می ایستادم و بهش میگفتم دارو رو نوشتم توی دفترچه بخریدش و هربار حین تعویض پانسمان بزنین روی زخم و توضیح میدادم زخم رو جوری تمیز کنین که هربار به خون بیفته و تاکید میکردم شما دیگه به دست من کاری ندارین،مریضتون ترخیصه برید دنبال کارهای ترخیصش و دو دقیقه ی بعد میدیدم داده دنبالم یه سوالی رو میپرسه که همون لحظه براش توضیح داده بودم.واقعا اون لحظه ای که صدام رفت بالا و گفتم یه مریض مثل مریض شما برای کُشتن من کافیه دیگه امید به زندگیم به صفر رسیده بود!!!!


بیمار کنکوریم که مشکوک به آپاندیسیت بود و ساعت یک و نیم صبح اومده بود اورژانس با حسرت گفت خوشبحالت که پزشکی میخونی کاش منم قبول بشم و من انقدری عصبی و خسته و پادرد و کمردرد بودم که نمیتونستم بهش لبخند بزنم و براش آرزوی قبولی کنم.فکر میکنم فقط با زهرچشم نگاهش کردم و جمله ی "نذار همین استتوسکوپ رو توی سرت خورد کنم" از ذهنم گذشت و فقط گفتم چیزی نخوری تا جواب آزمایشت بیاد!!!

شب سختی رو گذروندم و انقدر سوپروایزر بیمارستان بهم زنگ زد و درمورد بیمار انتقالی به ICUسوال پرسید که اگر جا داشت باهاش درگیری کلامی پیدا میکردم....میدونید?خیلی ساده است که بگیم من میخوام پزشک خوش اخلاقی باشم اما سخته...خیلی سخته!

۹۷/۰۴/۱۲
life around me

نظرات  (۶)

فکر کردم فقط منم که دارم روزای عجیب غریبی رو میگذرونم! زندگی سخته....خیلی سخت...من ک دارم برزخی ترین روزای زندگیم رو میگذرونم. ازمون عملی کنکور هنر مونده و من باااید نمره صد بگیرم تا قبول شم!!!:/ خدایا.....کمکممممممم کن .... ازمون عملیییی دارم 😭😭😭😭
پاسخ:
اره شنیدم که خیلی آزمون سختیه و بچه های هنر خیلی براش استرس دارن،انشالله بترکونی:)
خانم دکتر، دلم برات کباب شد، چی بگم آرومتون کنه؟ تو مملکت ما تحصیل کرده ها رو روانی کردن، با بی پولی، کار زیاد، بیکاری، وای زیاده اعصابم نمیکشه
ولی برات سلامت روحی و جسمی آرزومندم گلی.  
پاسخ:
این خانه از اساس ویران است...از اساس هااا...
۱۳ تیر ۹۷ ، ۲۰:۱۵ چندلر بینگ سز اوه مای گاد افتر ریدینگ دیس
خانم دکتر پلیز دونت گیو آپ
ما همه امیدمون به شماست ، شمایی که برخلاف خیلی از پزشکان یک بعدی نیستید و زندگیتون زوایای مختلفی داره که بخشیش رو با ما شریک میشید و ما هم لذت می‌بریم از خوندنش و تو دلمون میگیم عجب خانم دکتری داریم ما
شما انسانی و حقته که بعضی وقتا کم بیاری اما ناامیدی هرگز خیلی ها از جمله همون کنکوری محترم یا محترمه آرزشون جایگاه شماست و خیلی های دیگه بسیار بیشعورتر از این حرفا هستند و میگن پولشو میگیره
این اسم رو تو گوگل سرچ کنید لطفا Kellie Lim دوران اینترنی ایشون اصلا با ما قابل مقایسه نیست
پاسخ:
ممنونم لطف دارید...
بعدهای مختلف دیگه همه بعد از شروع اینترنی محدود شدن و احتمالا درآینده به صفر خواهند رسید....پزشکی اجازه ی ورود به بعدهای دیگه رو از آدم میگیره...
خدابهت صبر بده واقعا🌹دیروز داشتم مصاحبه ی رتبه یک ازمون دستیاری امسالو میخوندم بیچاره دلش از وزارت بهداشت و کلا برخورد با رزیدنتها واینده کاری پر بود.زیر پست هم همه رزیدنتها ویا gpاومده بودن قسمش میدادن ک ازاین کشور فرارکن تو نابغه ای اینجا میسوزی.دیگ اینجا تخصص هم جواب نمیده و داریم به قهقرامیریم وپزشک شدن شوخی قشنگی نبود باخودمون کردیم بین اونهمه فقط ینفر ک از اشناهاش بود. تگش کرده بود وتبریک گفته بود بقیه مرثیه میخوندن.با خوندن این پستت هم دیگ کلا امیدبه زندگیم ترکید.من هنو سال اولم وواقعا به خودم هی تشر میزنم ک امیدی هس.اما خونوادم میگن اوضاع بیریخته بیا انصراف بده وبزن توشغل خانوادگی ک نون واب داشته باشی حداقل.بقول بهتاش ای خدااااااا❤❤😂
پاسخ:
ممنونم هستی خانم...
اوضاع داره به سمتی میره که من میترسم بعد این همه سختی کشیدن نتونم مشغول به کار بشم.پزشکای متخصص طرحی خیلیاشون از مهر آبان به بعد حقوق نگرفتن.تو بیمارستانهای ما هرروز تعدادی از متخصص ها اعتصاب میکنن و چند روز یکبار اتاق عمل بعضی بخش ها تعطیل میشه.بعد کلی اعتراض بهشون گفتن به جای پول بهتون اوراق بهادار میدیم!!!!
اتند نوروسرجری مون یه جراحی انجام داد که پنج و دویست دستمزدش شده و مسئول بیمه پنج تومن براش کسورات زده!!!!چرا?چون اکسترنال فیکساتوری که استفاده کردی لیبل نداشته!!!
دکتر میگه نامسلمون اینا چه ربطی به من داره?من اسم عمل رو میگم و اتاق عمل در اختیارم میذاره،به من چه که لیبل نداشته!
دکتر میگفت موندم بخندم یا گریه کنم?پنج ساعت تمام سرپا بودم بخاطر دویست تومن که اونم ایا بدن و ایا ندن و تازه اگر این مریض دچار عارضه ای بشه یا ازم شکایت کنه باید جوابگو هم باشم.
اوضاع مملکت داره خراب میشه و اوضاع پزشکی هم همینطور و خدا میدونه چی درانتظارمونه.
۱۲ تیر ۹۷ ، ۲۳:۵۰ رومی زنگی
آخی عزیزم خسته نباشی الهی خدا نیرو و توانت رو زیاد کنه تا یک سال و دو ماه بقیه از اینترنیت به خوبی و خوشی بگذره :**
پاسخ:
ممنونم...
وای آفرین همه میخوایم پزشک خوبی باشیم ولی واقعا سخته. عنقریبه که به این مریض هایی که سوالشون رو دو دقیقه یک بار به روش های مختلف می پرسن و هر چی توضیح میدم میگن باشه و دوباره میپرسن، بگم که به تست هوش بده عزیز من به خدا سرم رفت، برو بیرون سرم شلوغه نوبت بقیه است!
جامعه آرمانی من وقتیه که نهایت روزی ده تا بیمار داشته باشم. واسه همشون خوش اخلاق باشم. نه که از شدت خستگی و افت فشار به لکنت بیوفتم و نفهمم چیکار می کنم. :-/
پاسخ:
دلم میخواد داد بزنم وقتی یه چیزی رو خیلی آروم و شمرده شمرده توضیح میدم و دو دقیقه بعد دوباره ازم میپرسن...
من دیوونه میشم هوپ...دی وو نه!!!

ارزوی منم اینه بتونم بیست تا مریض  رو درست و استاندارد و با اعصاب راحت ویزیت کنم اما تازه ماها که آنکالی داریم اگه ازمون فقط یه جسد بمونه هم درصورت مریض داشتن باید بالاسرش حاضر باشیم...کاش اینجا امریکا بود و تعداد مریض کم:/