گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

ساعت 9شبه و دکتر با اینکه مریض خاصی نداشتیم اومد اورژانس که مُچ مارو بگیره ببینه فیکس هستیم یا نه!
بماند که دلم میخواد خرخره اش رو بجوم،با بچه های فیکس چندتا دیگه از بخشها که همه شون پسر بودن به اتند جراحی(که پُست آموزشی داره و شدیدا روی فیکس بودن اینترنها حساسه و اگر بیاد و کسی نباشه،تجدید بخش رو شاخشه)گفتیم استاد میشه امشب تا10:30فیکس باشیم?ولی اگه ویزیت بخوریم سریعا میایم و رسیدگی میکنیم!...یهو برگشت به من گفت تو هم فوتبال میبینی?
آقا نگم که در موارد موضوعات جنسیتی انقدر حساسم که اتند و رزیدنت سرم نمیشه.انقدر بحث کردیم و انقدر حرف های عجیب و غریب شنیدم که حد نداشت!!!در این حد که میگفت اصلا زن رو چه به پزشکی?زن های جراح اصلا کارشون خوب نیست و خیلی حرف های ناجور دیگه!
آخر سر نه اون قانع شد و نه من،و من بهشون گفتم آقای دکتر جدای از شوخی و خنده بهتون توصیه میکنم کمی توی تفکرات عجیبی که دارین تجدیدنظر کنین چون بنظرم عقایدتون انقدر سطح پایینه که نمیشه به یه جراح نسبت شون داد.گفتم اگر تمام افتخار شما برای داشتن اون کرومزومYهست که انقدر به داشتنش افتخار میکنین باید بگم که من هییییچ بحثی با شما ندارم.گفتم تفکراتتون به عنوان پدر چندتا بچه خیلی خطرناکه!
آخرسر اجازه داد آف بشیم ولی بچه ها هنوز بهم میگن باید منتظر پاتک های بعدی باشی،امکان نداره اینجوری ولت کنه!
ولی من شدیدا اعتقاد دارم استادمون(که حالم از ریختش به هم میخوره)خیلی هم از من خوشش میاد!وگرنه امشب میتونست بدجور بی چاره ام کنه!
+خلوت ترین کشیک دنیا رو داریم و خدا کنه تا صبح همینطور بمونه.
+کامنت ها رو فردا جواب میدم:)

+از ساعت9شروع کردم ریز ریز تایپ کردن و حالا که11شب شده کامل شد.چندتا ویزیت خوردم که یکیشون خیلی بدحاله و مجبور شدم پا به پاش برم سونوگرافی و رادیولوژی.و طفلی هم کشیکیم که گرچه آف شدیم اما مجبور شد بخاطر مریض ها بمونه اورژانس درحالی که شدیدا میگرنش گرفته بود و نمیتونست بره بیرون مسکّن بگیره. و من اومدم شام بخورم!
+الان که فکر میکنم میبینم خیلی ناجور حرف زدم! احتمالا خدا خودش بخیر میکنه چون من قصدم خیر بود:))
۹۷/۰۳/۳۰
life around me

نظرات  (۱۱)

آره آره همونم:)) ♡
پاسخ:
خوشگل خانم:))
گلسا! وبلاگت جدیدا واسم اون دو دیقه بشینم وقت خرج حال دل خودم کنم میون یه عالم کار روز مره شده، اون خنکی وسط تابستون
پاسخ:
جآآآن:)
تو همون مهسای قشنگ اینستاگرامی?:))

زدی استاد را منهدم کردی
بعدش میگی قصدم خیر بوده :))))
پاسخ:
والا خب:))
۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۹:۴۰ خورشید جاودان
وقتی به سن من برسی ممکنه نظرت عوض بشه منم قبلا سکوت نمیکردم ولی سکوتم نشونه ضعف نیست اون کار و راهی که میدونم درسته انجامش میدم حالا اگه دنیا مخالف باشه مهم عمل ما زناس نه حرفمون اخه یکی اون بگه یکی تو میشه یه دور باطل البته این نظر شخصی من و نظر شما هم محترم ولی باید یاد بگیریم مثل اب دور موانع با ارامش راهمون رو هموار کنیم 

پاسخ:
اختلاف نظر داریم دیگه خورشید:)
۰۲ تیر ۹۷ ، ۰۹:۴۶ خورشید جاودان
یه چیزی تو زندگیم یاد گرفتم با ادمایی مثل اون دکتره اصلا بحث نکنم فقط یه لبخند میزنم و میگذرم بحث فقط انرژی ادمو میگیره و تهشم به نتیجه نمی رسه 
تا اینجور ادما و بخصوص مردا هستن فقط باید کار خودتو بکنی و بگذری از تفکرات حال بهم زنشون  
پاسخ:
من برعکس توام خورشید...
من اعتقاد دارم باید مخالفت رو از زبان همه بشنون تا بفهمن همه سکوت نمیکنن...اگه 5_6بار بهشون واکنش نشون داده بشه بار هفتم ممکنه به خودشون بگن بذار هیچی نگم چون ممکنه اینم اعتراض کنه...
چند بار پستت رو خوندم هر بار بیشتر از قبل لذت بردم :))) 

دمت گرررررررم :)) مدیونی فکر کنی به خاطر تشابه ابعاد زبونمون ازت قدردانی می کنمD:
پاسخ:
دیگه کاریه که از دستمون برمیاد:))
گُلی !
خوشم میاد عین خودم کله خرابی تو حرف زدن:)) منم صراحت عجیب و بعضا تند و تیزی دارم که خب ... :))) 
پاسخ:
واقعا دست خودم نیست!!
ولی خیلی نترسی دختر:دی 
یه خورده مراعات میکردی غیر مستقیم تر میترکوندیش!
هرچند حال میکنم وقتی میبینم کسی اینقدر محکم می ایسته پای جایگاه به حق خودش. همه ی ما دخترها و زن ها اگه اینطور باشیم دیگه کسی جرات نمیکنه دست کم بگیره یا مسخره کنه یا به هر شکل مباحث جنسیتی رو پیش بکشه.
پاسخ:
دست خودم نیست بخدا...زبونم زیادی درازه:)))

شعار من همینه!نباید سکوت کرد!
شاید فقط میخواسته حرصتو دربیاره که اون حرفا رو زده? البته اگه واقعا تفکراتش طبق حرفاش باشه خیلی وحشتناکه! همینه که میگن لزوما تحصیلات شعور نمیاره! 😃
من یه سوال دارم گلسا جان. من امروز متوجه یه برآمدگی سفت، بالای سینه ام شدم. بخش سینه نیست... بالاشه دقیقا. سمت راستم. میتونه خطرناک باشه??? باید به چه دکتری مراجعه کنم براش?? چه متخصصی??البته الان وقت رفتن ب دکتر ندارم،مگه ده روز دیگه ک کنکورو داده باشم.
پاسخ:
نه بابا جدی بود!

عزیزم باید بری پیش جراح.ممکنه با معاینه ببینه چیز خاصی نیست و یا ممکنه نیاز به سونوگرافی پیدا کنه.میتونی بذاری بعد کنکور بری ولی حتما واسه خیال راحتی یه بررسی کن.
وااای خون منم به جوش اومد :/// یعنی چی زن رو چه به پزشکی :(((
پاسخ:
تفکرات پوچ...
خیلی هم خوب حرف زدی با اون اتند !نوش جونش ! Yهای مزخرف و از خودراضی!!! کاش کمی شجاعت تو رو داشتم !
ایشالا کشیک خلوتی داشته باشی دختر خوب :) 
پاسخ:
تیر به جگر خورده اعصاب برام نذاشت با منطق نداشته اش!

ممنون اما خیلی شلوغ شد:/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">