گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

من و گاندی و محمود و باقی مطرودهای درگاه الهی!

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۴۷ ق.ظ

 

چند روز قبل ویدیوی رقص چندثانیه ای استاد دلها,محمود دولت آبادی رو در کنسرت گروه موسیقی "لیان" دیدم که به افتخار حاضرین دستی تکون داد.

نگاهش کردم و گفتم مرد,من با خوندن کلیدر عاشقت شدم پس دیگه بیشتر از این دلبری نکن!

با خودم گفتم کاش خوشتر از اینی باشیم که هستیم...کاش اگر در همچین جمعی,یک نویسنده ی زن همچین کاری میکرد به جرم فاحشه بودن هووو نمیشد.

با خودم گفتم کاش یکی بیاد بگه پنج شنبه ی هفته ی آینده کارناوال رقص داریم.دم دستی ترین لباست رو بپوش,بیا تا اندازه ی خستگی تمام سالهای عمرت برقص...

ما برقصیم و خوشحال باشیم,انسانیت نابود نمیشه و دین خدا از دست نمیره؟

میشه بابا میشه,میره بابا میره!


+عکس:گاندی بزرگ درحال نابود کردن انسانیت و دین و خدا و همه چی!


۹۷/۰۲/۲۸
life around me