گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

همصحبتی با مارمولک سوسمار نشان در یک صبح زیبای بهاری!

پنجشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۲۲ ب.ظ
 
 حالا ببینید دنیا داره به کجا میره که من فوبیای مارمولک,گاهی اوقات همنشینی با این موجودات رو به بودن در کنار بعضی آدمها ترجیح میدم...

حتی به بودن در کنار همه ی آدمها!



+کتابدونی97 به روز شد:)

۹۷/۰۲/۲۰
life around me

نظرات  (۱۳)

چطور دلت میاد موجود به این لطافت و بی آزاری :دی

+مارمولک سوسمار نشان را خوب گفتی :)
پاسخ:
:||||||
:||||
:||
منم نظر داده بودم نیومده؟☹
پاسخ:
اومده،چرا?:/
خیلییییی ممنونم از جواب کامل و باحوصله ای که دادی خداروشکر حداقل خیالم راحت شد که مشکل سیستمک نمیتونه باشه پس دست هم میگیره.. وای ممنونم ازت
کاش همه ی دانشجوهای پزشکی مثل تو باشن برات کلی دعا میکنیم من و مامانم که همیشه همینطور پر قدرت و موفق بری جلو بعد ادرس بده ما بیایم مطبت🌱🌿🍀

پاسخ:
خواهش میکنم وظیفه ست:)
تازه میخواستم برات از چشماى شهلایى این دلبر بگم :دى
حیف شد.
پاسخ:
یعنی دستت درد نکنه کاملا شیرفهم شدم نیاز به توضیح بیشتری نیس استاااد:/
سلام امیدوارم دربهترین احوال باشید و ووووویییی
من ازهمههه حشرات و مارمولک ها می ترسم :/
البته بچه که بودم و میرفتیم شهرمادربزرگی با فامیل،با دختربچه های همسن و سالم مارمولک می گرفتیم و هر وقت پسرای فامیل می رفتن دستشویی(اونم از اون دستشویی های قدیمی خوفناک) مارمولک مینداختیم تو دستشویی :)) یه دفعه هم تیرمون خطا رفت و این حرکت رو وقتی انجام دادیم که خاله مامانم(بنده خدا هفتاد سالش بود طفلی)رفته بود :/ طبیعیه که هم جلوی پسرا ضایع شدیم هم تنبیه شدید شدیم :/

درمورد پاسخ کامنت پست قبلیتون هم خوش بحالتون!پسرای ما و حتی دخترای ما منو بخاطر همین رنگارنگ نویسی بارها مسخره کردن و حتی بهم میگن که این کارو برای جلب توجه و مخ زدن از اساتید می کنم :| اسیر شدیم بخدا
پاسخ:
آخ آخ چه جراتی داشتین واقعا!!

نه بابا اینهمه رفرنس پزشکی جز با این خودکارای رنگی قابل فهم نیست بنظرم;)
عزیزم من برات پیام خصوصی گذاشته بودم 
الان ثبت نام کنم تو بیان یا اینجا جوابمو میدی؟ 😢😢
من فوبیای تمام حیوانات و حشراتو... دارم
چون بچه بودم دوتا داداشام هی میترسیدم فکر میکردن لوس بازی در میارم هی بزور جوجه و پرنده رو میدادن دستم یا منو نگه میداشتن حلوش😒باعث شد که خیلیییی زیاد ترسم بیشتر بشه الان مثلا یه پروانه هم میبینم تا دوساعت جونی تو تنم نیست:(((
مورچه هم حتی... :((((
پاسخ:
نه عزیزم هروقت سوالی داشتی عمومی کامنت بذار که بتونم جواب بدم;)

درمورد سوالت هم بگم که پسوریازیس انواع مختلفی داره که هرکدوم شکل متفاوتی دارن و مناطق مختلفی از بدن رو درگیر میکنن اما یه نوعش هست که فقط کف دست و کف پا رو میگیره،پس اگه تشخیص پزشک اول درست باشه و واقعا پسوریازیس بوده،میتونه کف دست هم ایجاد بشه.
و اینکه بله حتما باید دارو دریافت کنه...این یه بیماری پوستی هست که بعضی انواعش بیشتر و بعضیاشون کمتر بیمار رو اذیت میکنن و خوشبختانه بجز احتمال درگیری مفصلی و آرتریت(که تازه تو همه ی بیمارا ایجاد نمیشه و احتمالش کمه)،درگیری سیستمیک دیگه ای ندارن و روی سلامتی کلی اثری نداره.فقط مهمه که از استرس دور باشن و دارهاشون رو طبق تجویز متخصص پوست دریافت کنن.
من مارمولک ببینم تو دو راهی گیر میکنم.اگه اونجا بمونه که من احساس امنیت ندارم و اگه نخوام بمونه هم که نمیتونم یعنی دلم نمیاد بکشمش😂😂😂😂 در نهایت یا من باید محیط رو ترک کنم یا اون
نکنه اون پیام خصوصیه من بودم؟ چون منم آدرس وبلاگ ندارم و حافظه م هم انقدر شلوغه که یادم نمیاد پیام خصوصی گذاشتم یا نه.یعنی در این حد😂😂😂😂
یه وبلاگ داشتم خدابیامرز،چند سالی هست پاکش کردم.آدرس اینستا بذاریم قبوله که از بی هویتی دربیایم؟🤔
پاسخ:
:)))
نه کس دیگه ای بودن.
مارمولک که خوشکلههه:))
اصلا تاحالا از نزدیک به چشماى یه مارمولک خیره شدى؟نشدى دیگه وگرنه این حرف رو نمیزدى
پاسخ:
وی درحالی که جامه میدرید،فریاد کشان رو به بیابان میگریخت:||||
وای من از اینا خیلییییی میترسم
ببینم فرار میکنم
ولی راست میگین گاهی بودن حتی در کنار موجودات اینچنینی از بودن کنار کسایی که با گفتار و رفتارشون عذابمون میدن خیلی بهتره

پاسخ:
منم به شدت فوبیا دارم...این عکس رو با نهایت زوم دوربین گرفتم از فاصله ی خیلی زیاااد...
آخی چقدر گوگول و ناز :)) من مشکلی با خود مارمولکا ندارم :))چند دفعه هم که توی خونه مارمولک پیدا شد ، خودم گرفتم و بیرون خونه رهاش کردم :))
 با این حال با انسان های مارمولک مشکل دارم :| 
پاسخ:
نگوووو:/
من خیلی خیلی ازشون میترسم...

هوم...
وووویییی چه دم بلندی هم داره :'((( ولی به قول تو حداقل دل نمیشکنه 
پاسخ:
خیلی چندشه:/
سلام :)
چه خوش رنگ هم هست ...
مارمولکای اینجا با اونجا فرق داره ...
چه ژستی هم گرفته !
انگار فهمیده یه خانم دکتر داره ازش عکس میگیره ...
سوسمار نشان یعنی چی اونوقت ؟

این جانوران به ظاهر موذی از خیلی آدمها بی آزارترند ...
ایام به کام بانوی طبیب :)



پاسخ:
سلام:)
اینو اولین باره میبینم وگرنه اینجا هم رنگشون یه جور دیگه ست...

چون پوستش همرنگ پوست سوسماره بنظرم.
سلام دکتر
عکسی که گذاشتی منو یاد کار رفیقم انداخت. دوستم این مارمولکها رو میگرفت و میگفت که خیلی پوستش نرمه. و سریع سر میخوره ، مثله ماهی.
با آرزوی بهترینها و موفقیت در آزمون( کشمش یادت نره.)
یاعلی
پاسخ:
سلام...
یا خدا://

ممنون،هنوز خیلی مونده تا آزمون:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">