گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

اولین ها...

پنجشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۳۰ ب.ظ

امروز یکی از جذاب ترین روزهای زندگیم بود...با جان ترین اتند ارتوپدی دنیا رفتیم اتاق عمل،گرچه نمیبخشمش که هر چند دقیقه یکبار به دمپایی های پاره مون نگاه میکرد و زیر ماسک ریز ریز میخندید:)

گفت کدومتون میخواین تو عمل دخالت کنین و من درجا گفتم منننن!!! گفت برو استریل شو و بیا...یکی از تکنسین های اتاق عمل بهم توی شست و شوی دستها کمک کرد و انقدری این کار پیچیده بود که فکر کنم پسره با خودش گفت این خنگُ کی راه داده پزشکی!

گان اتاق عمل پوشیدم و دستکش استریل دست کردم و تنها وظیفه ای که داشتم ساکشن خون محل جراحی بود-_-

بیمار شکستگی استخوان تالوس(یکی از استخوان های مچ پا)رو داشت و زور زدن های دکتر و رزیدنت ها برای جااندازی قطعات شکسته، بهم ثابت کرد ارتوپدی چقدر سخته و چقدر فیزیک بدنی قوی نیاز داره.

وسط عمل وقتی میخواستن اشعه بتابونن واسه عکس گرفتن،من حواسم نبود و هنوز از اتاق بیرون نرفته بودم که تکنسین میخواست دکمه رو بزنه،دکتر داااااد زد نزن،نزن خانم دکتر داخله...پسره به شوخی گفت حالا چی میشه یه ذره اشعه بخوره? که دکتر با عصبانیت گفت خودتُ جمع کن!!! یعنی من پوکیده بودم از خنده...!

خلاصه بعد سه ساعت کلنجار رفتن،تونستن فیکسش کنن.در آخر هم دکتر به تکنسین گفت بذار اینترنم سوچورش بزنه،و زدم...

موقع سوچور(بخیه)دکتر رفته بود صبحانه بخوره،من کارم که تموم شد حرکت کردم سمت رختکن که بیام خونه ولی عمل های دکتر حالا حالاها ادامه داشتن.یکی از پرسنل اتاق عمل اومد جلوی دکتر خودشیرینی کنه فورا داد زد دکتر فلانی اینترن داره جیم میزنه-_- دکتر هم اومد با عصبانیت بهش گفت خانم دکتر هروقت دلشون خواست میتونن برن.به شما ارتباطی داره?

یعنی باید بیاین پزشکی بعد بفهمین چقدر خیلیا باهاتون بد میشن.پرسنل که کلا سایه ی مارو با تیر میزنن گرچه بعضیاشون هم خیلی محترمن و مهربون.اما خداییش برخورد دکتر جیگرمُ حال آورد:)

یعنی عاشق ارتوپدی ام اما حیف حیف حیف که نمیشه...و البته شدیدا معتقدم اصلا این همه سختی ارزشش رو نداره!!


+اتندی که با تمام وجودش برای آموزش دانشجوهاش وقت میذاره و تمام عشقش رو بی کم و کاست در اختیار دانشجوها میذاره رو باید سرتاپا طلا گرفت.(ایشون همون دکتری هستن که واسه مریض کولر خریدن)....اینجور آدما خودشون انگیزه میشن واسه بقیه...الگو میشن و هدف...!

+وسط عمل،مقنعه ی من داشت از سرم می اُفتاد اما چون دستام استریل بود نمیتونستم درستش کنم.دکتر با خنده به کارشناس بیهوشی گفت حجاب خانم دکترُ درست کنین.من گفتم الان تمام مشکلات دنیا همین موهای منن?دکتر ترکید از خنده و گفت اینم برگه اعتراض! حالاااا بیاااا درستش کن:D

۹۷/۰۱/۲۳
life around me

نظرات  (۱۰)

خسته نباشی خانم دکتر.
کشیک هاتون یک روز در میونه؟و 30 ساعته؟
پاسخ:
ممنونم:)
قرار بود یک روز درمیون باشه(15کشیک در ماه)،اعتصاب کردیم شده 11تا کشیک در ماه...بله 30ساعته هستن.
سو دم گریت 
واقعا داره کم کم حسودیم میشه ها ؛)ان شا الله که موفق باشی عزیزدلم . 
پاسخ:
خیلی ممنون:))
نه به حجاب اجباری :))
پاسخ:
بلند تکرار کن!
خیلی بده که بعضی ها فکر می کنن اگر به چیزی نرسیدن دلیلش اینه که دیگران حقشون رو خوردن ! دلیل رفتار بدشون هم همین کوتاه فکریه !
پاسخ:
همیشه انگشت اتهاممون سمت دیگرانه...
خانم دکتر میشه اینستاتونو داشته باشم؟؟؟😊😊😊
پاسخ:
نه راستش خیلی شخصیه;)
واای میشه ینی منم مثل تو بشم
پاسخ:
لطف داری ولی تو که منو نمیشناسی آخه:)
درکل آدما از دور خوبن،از نزدیک تعریفی ندارن...
وای جیغغ^__^
من عاشق اتاق عمل و جراحی ام :)
میدونم تو ایران خیلی سخته و اعتماد نمیکنن به جراح خانوم ولی واقعا با تمام وجودم عاشق جراحی قلبم :)
پاسخ:
اصلا از اعتمادش بگذریم سیستم بعضی رشته ها متاسفانه مردانه ست و حتی استایل مردانه احتیاج دارن.نه اینکه هیچ خانمی نتونه بره،نه،اما تعدادشون خیلی کمه مثل ارتوپدی.
ارتوپدی آدمو نابود میکنه.

جراحی قلب اصلا تخصص نیست.فوق تخصصه...
این بد شدن باهامون رو به عینه دارم می بینم. متاسفم برای یک سری از افراد!
پاسخ:
چرا واقعا!!
بخدا من همیشه دوبرابر اساتید خودم بهشون احترام میذارم اما نصف اون احترام رو نمیبینم.
سلام
واقعاً بعضی از "اتند" ها به قول شما لایک دارن ، اونم از نوع ممتد ...
چقدر دلم خواست:))
پاسخ:
;))