گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

پست کشیک

سه شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۳۰ ب.ظ

 

بدنم دچار وضعیت"جت لگ"شده...بخاطر مسافرت هوایی بین دو قاره؟نه!نه!...بخاطر ساعت های عجیب و غریب خوابیدن توی کشیک ها...

خسته ام,خیلی...اما حالم خوبه...هنوز هم رفقایی رو دارم که تن لش کثیف از کشیک برگشته ام رو بندازن عقب ماشین و ببرن هواخوری...


شدیدا بی پولم و چقدر به حقوقم احتیاج دارم اما افسوس که این ماه نمیدن و حتی ممکنه سه چهارماه آینده هم ندن(امیدوارم الان یکی نپرسه حقوقتون چنده؟)


بعد تعطیلات عید استاجرها هم بهمون پیوستن.بچه های فعال و باانگیزه ای هستن و هرشب تا ساعت نه باید کنار ما کشیک وایستن.خیلی وقتا خسته ام و دلم میخواد ازشون کار بکشم اما یاد دوران استاجری خودم و رئیس بازی اینترنا میفتم حالم بد میشه...فهمیدن نمیتونم بهشون نه بگم,هی میان میشینن با چهره ی مظلوم میگن معاینات عصبی و عروقی رو بهمون میگی؟معاینات زانو رو میگی؟معاینات شونه رو میگی؟

و خب مگه چاره ای میمونه جز قبول کردن؟

شاعر میفرماید" الهی استاجر شوم شاید اینترنم تو باشی"حتی!


بدترین قسمت اینترنی اینه که مدام باید استرس داشته باشی.نکنه اوردری که گذاشتم کامل نباشه و رزیدنت گیر بده؟نکنه عکس و سی تی هایی که درخواست دادم کامل نباشن؟نکنه شکستگی که توی عکس تشخیص دادم و به دکتر پشت تلفن خبر دادم کلا از اساس یه نوع شکستگی دیگه بوده و من اشتباه میکنم؟(که در این صورت باید فاتحه ی خودم رو بخونم),دوز داروها رو درست حساب کردم؟و الی آخر...


هنوز نتونستم راندمان درس خوندن و کتاب خوندنم رو به حدی برسونم که عذاب وجدان نداشته باشم...باید یه فکری به حال این خستگی همیشگی بکنم.


استادمون بدون اینکه منظور خاصی داشته باشه,هروقت درمورد آشپزی حرف میزد رو میکرد به دخترا و نظر میپرسید و این کار رو چندین بار طی یک مکالمه انجام داد.بار چندم گفتم استاد ببخشید مگه آشپزی فقط کار خانم هاست که شما مدام رو میکنین اینطرف؟میتونین از آقایون هم سوال کنین چون به هرحال اونا هم معده دارن و نیاز دارن یاد بگیرن که چطوری پرش کنن!

استاد اول چند دقیقه با چشای قلمبه نگام کرد و بعد گفت واقعا عمدا اینکار رو نکردم و منم گفتم چون همه ی ما با این کلیشه ی جنسیتی بزرگ شدیم که زن باید بپزه,این مسئله توی ناخودآگاه شما مونده و باعث شده تو بحث آشپزی به دخترا و تو بحث درمورد ماشین به پسرا نگاه کنین...خندید و گفت آقاجان من تسلیمم!!!

۹۷/۰۱/۲۱
life around me

نظرات  (۱۵)

حواسم نبود اصلا معرفی کنم خودمو ببخشید 
ممنونم عزیزم . ما که به پراستعدادی شما نیستیم فقط تراوشات فکریمون رو می نویسیم . 
پاسخ:
:)
این چه حرفیه عزیزم،استعداد کجا بوده:)
براساس اون چیزی که به ما یاد دادن  آدم هایی با شخصیت های ضعیف همیشه سعی دارن بقیه رو تخریب کنند تا خودشونو یا اثبات کنند یا نشون بدن. اما مطمئنا شما جز اون دسته نیستی.خیلی تحسین برانگیزی...اون عشق از دست رفته هم که یه جایی بهش اشاره کردی اینو نفهمیده وگرنه از دست نمی‌رفت.بله کاملا درست میگی بهتره انسان وقتش رو صرف مسائل مهمتری بکنه تا خواندن تراوشات ذهنی واقعی یا غیرواقعی افراد...
پاسخ:
چقدر خوب خودت رو توصیف کردی تو جمله ی اول:)
اولندش که من آدمها رو روی ظاهر قضاوت نمیکنم و نگرش و طرز تفکره که خیلی ارزشمنده . دومندش منو میشناسی و منم مدتهاست میشناسمت تازه وارد نیستم فقط بسته بندیش عوض شده و توی بیان صاحب هویت شدم ؛)  
پاسخ:
چرا زودتر نگفتی?
به به خوش اومدی به بلاگ:)
دیروز داشتم عکس رو نگاه میکردم  گفتم سیم آباژور گلسا چقدر عجیبه امروز پست بعدیتو خوندم یه نگاه به این عکس کرم دیدم نه چشام آلبالو گیلاس چیده 😂😂😂😂😂😂
حالا باید به فکر چشم پزشکیم باشم 😂😂
پاسخ:
:))))))))))
خیلی خوبه که آدم فقط تا نوک دماغ خودشو ببینه دوست گرامی، و سعی کنه همه نظرات مطابق میل خودش باشه و تحمل یک اپسیلون مخالفت رو نداشته باشه. نه! خیلی بده!!
هیچ کس نمی تونه برای دیگری تعیین تکلیف کنه کجا رو بخونه کجا رو نخونه.
شما که تحمل آرا مخالف رو نداری وبلاگتو قفل کن و فقط موافقاتو راه بده، تا خاطرت مکدر نشه...

پاسخ:
این آخرین کامنتی هست که ازت تایید میکنم.برات دعا میکنم خدا به زندگیت دغدغه و هدف بده تا سعی نکنی آرامش دیگران رو به هم بریزی...واقعا نمیتونی منُ ناراحت کنی و این خودتی که هی عقده میکنی و هی فرو میری:))
گلسا اگه الان دم دستم بودی میپریدم بغلت میکردم و می بوسیدمت آفرییین واقعا من بهت از ته قلبم افتخار میکنم . :*** 
پاسخ:
ممنونم :) ولی باور کن همچین چیز بوسیدنی نیستم😂😂😂
چقد خوبه که همیشه همه در مقابل حرفات تسلیم میشن! چه شخصیت کاریزماتیکی!
پاسخ:
ترحم برانگیزی....
چرا وقتی اینجا اذیتت میکنه باز اصرار داری به خوندنش?برو به زندگیت برس...هوم?اینجا یه وبلاگ شخصیه و طبیعیه کسایی دنبالش کنن که با من احساس نزدیکی میکنن...
باور کن کار درست اینه که وقتی صفحه ای توی هرفضای مجازی مطابق میلت نبود آنفالو کنی نه اینکه تلاش کنی اون فرد رو شبیه خودت کنی...
سلام خسته نباشی عزیژم اخر متن راجع به اشپزی خیلی لذت بردم و بیشتر لذت بردم ازین که نظرتو به زبون اوردی نمی دونم منظورمو درست منتقل کردل یا نه ! 
پاسخ:
سلام،ممنونم الی:)
وای وای ^__^
شاید باورت نشه از این همه پیچیدگی و پیچ در پیچ بودن مسیری که روبرومه حتی لذت میبرم و هیجان پیدا میکنم  :))) که زودتر تجربه اش کنم :)
اقا من تازه شمارو پیدا کردم بیشتر بنویس خیلییی بیشتر ^__^
یه سوال دارم شما الان جای استاد مارو دارید میخواستم بدونم علوم پایه چه قدر اهمیت داره بین این همه مراحل ؟ چه قدر جدیش بگیریم و این که همون جزوه ها و حرفای استاد رو بخونیم کافیه فعلا و خودمون رو خسته نکنیم یا پامونو فراتر بذاریم و سراغ رفرسنا هم بریم...آقا یه سریا میگن فعلا خسته نکنید خودتون رو و کلن علوم پایه مهم تیس یه سریا میگن نه هرچی پرتر بری بالا به نفعته و اینا‌ و علوم پایه به کل پایه ات رو میسازه🤔
+خیلی ممنونم از جواب ^_^
پاسخ:
اواخر پزشکی خستگی هاش و سختی هاش و بلاتکلیفی هاش بیشتره اما لذت بخش تر هم هست...

از نظر من زیاد اهمیتی نداره.فقط پاتولوژی رو خوب بخونین چون تو امتحان دستیاری هم هست(خوب نخونینش هم زیاد تغییری ایجاد نمیکنه چون درهرصورت فراموشش میکنین و بعدا باید دوباره خونده بشه)...باقیش رو در حدی که دوست داری نمره بیاری بخون و همون رفرنسی که قراره برای امتحان کلاسی بخونی و میدونی استاد ازش سوال میده،حالا میتونه جزوه ی خود استاد باشه یا ویس های پیاده شده روی کاغذ و یا کتاب رفرنس.بستگی به استاد داره.
واسه امتحان علوم پایه هم همون کتاب های تست کافیه که من کتاب میر آبی رو خوندم.
سلااام 
فقط میتونم بگم خسته نباشی عزیزم :)
پاسخ:
سلام...مرسی شیواخانم:)
حقوقت چنده؟دی 
ولی جدی پزشکیم رشته باحالیه ایول امیدوارم بهش برسم 
پاسخ:
من قسمت های باحالش رو مینویسم...
برم انتقالی بگیرم بیام پیشت اخه گلسا، حیف نیس اینترن به این ماهی؟؟
حالا مام که این بخشو اصن اینترن نداریم:| 
سرحالی و انرژی بیشتر تر برات الهی میون این شلوغیات♡
پاسخ:
به به چرا که نه??:))

من عاشق آموزش پزشکی ام و حتما حتما درآینده دلم میخواد تدریس کنم:))و هیچوقت اساتیدی که دانشجوها رو میپیچونن درک نکردم:/

مرسی عزیزم،همینطور واسه خودت
گلسا جون ببخشید یه سوال
پدرم فشار خون داره وسالهاس قرص میخوره (سن46.47)اما مدتیه فشار مینممش بالاس 
 علت اینک فشار مینیممش همیشه بین 8تا 10نوسان داشته اما  الان مدتیه همش 10 هست چیه؟ (ماکزیمم تا 16 میره) پایینم نمیاد !! 
پاسخ:
عزیزم باور کن نمیتونم کمکی بهت بکنم.کلا طبابت مجازی کار درستی نیست دیگه چه برسه که من متخصص هم نیستم.
من بیمار موردنظر شما رو ندیدم و واقعا نمیتونم قضاوتی داشته باشم.عللی هستن که باعث افزایش فشار دیاستولی میشن و داروهایی برای کاهش فشاردیاستولی هست اما من اصلا سواد تجویزش رو ندارم.
بهتره با متخصص مشورت کنی:)
خوشحالم که کسایی رو میبینم که مثل خودم عاصی ان از کلیشه های جنسیتی و از برابری ای که حقمونه دفاع میکنن. :)
+
میگم حالا که شما بخش ارتوپدی ای میشه من یه پررویی کنم و سوال کنم؟ :دی
 هفته پیش من یه ضرب دیدگی بد پا داشتم، و تقریبا نصف پام کبود شد و خب دکتر نرفتم:/ و حالا بعد دو هفته دردی ندارم، کبودی هم داره میره اما یه ورم و سفتی غیر طبیعی پشت زانوم دارم که با دست زدن درد میکنه. آیا احتمال داره واقعا استخون باشه؟ :| 
چون هرچقدر دست میزنم واقعا شبیه کوفتگی نیست، سفته . بعد به خودم میگم اگه شکستگی یا دررفتگی بود که خیلی درد میکرد:/ 
با همین منطق دکتر نمیبرن منو:| میگن کوفتگیه خوب میشه. 

پاسخ:
دیگه کاریه که از دستمون برمیاد;)

گرچه بدون معاینه نمیشه نظر داد و ممکنه اون چیزی که از نظر خودت خیلی سفته،از نظر ارتوپدی نباشه.ولی خب یه مقدار بعیده که استخوان باشه چون بافت استخوان تو لمس مشخصه و اینکه به قول خودت باید دردش بیشتر باشه.اما خب غیرممکن نیست...با سمت مقابل مقایسه کن اگه واقعا غیرقرینه هست برو دکتر برات یه عکس بنویسه مطمئن بشی.
این قضیه به اصطلاح رو منبر رفتن واسه‌ی یه سری مسائل رو هم من دارم:)) و همیشه همه میگن که عاغا منظور ما این نبود و بعد میان میشینن توضیح میدن که اینا واقعیته و حقیقته و مثلا برای اینجور کلیشه هایی یا تبعیض هایی سعی میکنن دلیل منطقی بتراشن:)) یا حتی درمورد مسائل نژادپرستی یا احترام گذاشتن به طرز فکر بقیه و...  مثلا یه جک فوق العاده نژاد پرستانه میفرستن واسه آدم و بعد انتظار دارن که اصلا درمورد اینکه این حرکت نژادپرستانه و زشته بحث نکنی که هیچ به جکه بخندی:')) 
خیلی خوشحالم که حتی به استادهاتون هم متذکر میشید در مورد این مسائل:') من که در مقابل دوستامم دیگه دارم کم میارم...:))
پاسخ:
من فکر میکنم باید اونقدری این مسائل رو متذکر شد و شد و شد تا بالاخره همه رو به فکر فرو ببرن....

;)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">