گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

استاد عشق

يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۳۸ ب.ظ

خانم میانسالی به علت استئوآرتریت(آرتروز)زانو به درمانگاه ارتوپدی مراجعه کرده بود.ملول بود و میگفت از روستا اومده،فقط یک پسر داره که اون سر کشور رفته سربازی...از مشکلاتش گفت و خواست دکتر براش نامه ی کمیته بنویسه.

استادمون وقتی فهمید توی خونه شون کولر ندارن،شماره ی خانم رو گرفت و توی گوشی خودش سیو کرد...

زن?دعای عاقبت به خیری میکرد...

ما?درس زندگی یاد میگرفتیم...

۹۷/۰۱/۱۹
life around me

نظرات  (۱)

سلام :)
به به !
چه استادی واقعاً ! درود بر سخاوتش ... درود ...

خب خانم دکتر حالا که درس زندگی یاد گرفتین میشه چند تا نیازمند معرفی کنیم خدمتتون ؟ :)



پاسخ:
سلام...متاسفانه پولش رو ندارم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">