گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بازی تاج و تخت!

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۰۲ ب.ظ

پیجرهای اینترن ها رسیدن،بهمون خبر دادن بریم بگیریم.رفتیم دیدم تعداد پیجرها کمتر از تعداد اینترناست.من و یکی از پسرها باید سر یه پیجر دوئل میکردیم تا ببینیم صاحب تاج و تخت کیه!

مسئول آموزش که همیشه به من لطف داره و یکی از خوش اخلاق ترین هاست،رو کرد به پسرک و گفت تو مردی،قوی تری،برات سخت نیست ولی خانم دکتر براش سخت تره هی بخواد بین اورژانس و بخش جابجا بشه ببینه مریض هست یا نه،بیا پیجر رو بدیم به ایشون،بعدا که باقی پیجرها رسیدن به شما هم میدیم.

هنوز جمله اش تموم نشده بود که پسرک زد تو سرش و گفت حاجی بدبخت مون کردی،الانه که این بره رو منبر!!

و خب راست میگفت چون نیم ساعت رفتم بالای منبر و توضیح دادم قوی یا ضعیف بودن ارتباط قطعی با جنسیت نداره و تاکید کردم حاضرم با همین آقای دکتر مُچ بندازم و بخوابونمش!!

دیگه انقدری این نطق طولانی شد که پسرک گفت چشم هرچی تو بگی فقط ادامه نده!و طبیعتا گفتم باشه من میگم پیجر مال من میشه تا شما باشین که هر چیزی رو جنسیتی نکنین و نگاه ترحم بارتونُ تلق تلق تلق نزنین تو سر خانم ها...اوکی?

و جفتشون با صدای بلند گفتن اوووکی!!

۹۷/۰۱/۱۳
life around me