گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

پشت پرده ی زندگی زنان شاغل...

جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۵۶ ب.ظ

ایستاده بودم وسط اورژانس و گرافی شکستگی سوپراکندیلار هومروس به دست،شاهد زیباترین قاب ازلی و ابدی دنیا بودم.

قابی که در وسط اون،خانم دکتر متخصص بیهوشی بچه به بغل وارد میشد و تک به تک مریض های بدحالی که ویزیت بیهوشی داشتن رو میدید و دستور انتقال به آی سی یو رو مینوشت.درحالی که پسرک سه چهار ساله اش که از فضای شلوغ اورژانس ترسیده بود رو به بغل داشت.

من به این قاب درخشان خیره بودم و با خودم فکر میکردم این باید آخرین سکانس یکی از فیلم های اصغر فرهادی باشه!

۹۷/۰۱/۱۰
life around me

نظرات  (۴)

آره واقعا باید سکانس های متعددی از حضور پررنگ خانمها تو جامعه ساخته بشه و کار فرهنگی انجام بشه روش تا پسری که خودش هم ترم یکه به خودش اجازه نده به دختر همکلاسیش که به خاطر اولین جلسه تشریح جسد استرس گرفته برگرده بگه : واسه همینه که میگن جای شماها تو آشپزخونه است اینجور کارا رو باید بسپارین به ما ... و کرور کرور  افسوس واقعا از چنین طرز فکری :(((
پاسخ:
تشریح جسد که استرس نداره بابا...یادمه ماها کلا میخندیدیم
گلسا جان 
شمت میدونید بیمارستانی که زیر نظر پرفسور سمیعی ساخته شده الان راه اندازی شده یا نه؟ :(
پاسخ:
نه هنوز افتتاح نشده...
واااااای ... 😍😍😍😍
پاسخ:
*_*
دورد بر ایشون ...

و درود بر خانم دکتر پر احساس گلسا بانو :)
پاسخ:
ممنون