گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

اتندینگ خودکار دزد!

پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۳۰ ب.ظ

رفتم مُهر اتند ارتوپدی رو از توی کیفش بردارم که به هزارتا خودکار آبی برخوردم که خدا میدونه از چند نفر گرفته و یادش رفته پس بده و داغ اون دوتا خودکاری که از خودم گرفت تا چیزی بنویسه و بهم پس نداد، تازه شد.همون دوتا خودکاری که هی منتظر بودم بهم پس بده اما گذاشت توی جیبش و من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.

اهریمن درونم دستور داد بدزد و دزدیدم!

اما بهش گفتم بعد چند روز تونستم انتقام اینترن های زیادی رو از شما بگیرم دکتر!!

و دکتر?میخندید...خیلی میخندید!


+فقط کسی که به نحوی توی بیمارستان کار میکنه میفهمه بی خودکاری یعنی چه...به قول بزرگواری که میفرمود اینترن بی خودکار به چه ماند?به زنبور بی عسل!

۹۷/۰۱/۰۹
life around me

نظرات  (۸)

مثل شیر وقتی خودکار میدم به کسی بالا سرش میمونم 😂 یا تعقیبش میکنم تا خودکارم رو بدهههه 
پاسخ:
اصلا کار درست همینه...منم که خودکارمو از اتند ارتوپدی گرفتم دیگه چیزی برا از دست دادن ندارم:D
درود خدایان بر تو باد :))) دل من هم حتی خنک شد
پاسخ:
سپاس;))
سلام خانم دکتر وقت بخیر
من ی سوال پزشکی دارم ممنون میشم جواب بدین
خواهر من شنبه زایمان کرد و نوزاد مبتلا به دندی واکر هست
وزنش ۲۲۰۰ هست و قلبش حفره داره با اکسیژن تنفس میکنه ، دهنش کام نداره و شیر رو با سرنگ بهش میدن ، مخچه ش ناقصه و پس گردنش خالی هست
دکتر دو روز پیش با پدر و مادر نوزاد تماس گرفت و ازشون خواست به دیدنش برن، دکتر گفته بود معلولیت این نوزاد نزدیک به صد هست و اگه زنده بمونه زندگی به شدت سختی خواهد داشت و خواهرم با صحبت های دکترش قانع شده بود ولی شوهر خواهرم اصلا صحبت های دکتر رو که میگفته اجازه بدین دستگاه اکسیژن رو برداریم تا نوزاد بیشتر از این زجر نکشه ، رو قبول نکرد و دکتر  گفته بود پس نوزاد رو از بیمارستان ببرید؛  شوهر خواهرم رفته و کپسول اکسیژن خریده و تو خونه نوزاد رو اکسیژن و شیر میده، از طرفی از زمانی که نوزاد به دنیا اومده بود دکتر گفته بود فقط پدرش میتونه ببینتش و به شدت تاکید داره خواهرم ب خاطر حالت روحیش بچه رو نبینه، خواهرم هم بیتابی می کنه ولی ما مانع دیدارش با بچه میشیم، میخواستم بدونم با این شرایط احتمال زنده موندن نوزاد چقدره؟ و چند روز تو این شرایط دوام میاره؟
+ خواهرم همه آزمایشات، آنومالی و غربالگری ها رو انجام داده بود ولی تو هیچ کدوم بیماری رو نشون نداده بود.
پاسخ:
سلام....ببینید سندروم های اطفال و پروگنوزشون خیلی خیلی تخصصی هستن و واقعا حتما باید با متخصص اطفال مشورت کنین.
من نمیتونم توضیحات دقیقی بدم اما با توجه به تجربه ای که توی بخش NICUدارم،پزشک وقتی پیشنهاد میده دستگاه ها رو جدا کنن که یا مرگ نوزاد حتمی باشه،یا اینکه بیماری نوزاد اونقدری شدید هست که دکتر تشخیص میده زنده موندن این نوزاد جز رنج روحی و عاطفی و مالی چیزی برای والدین نداره و از طرفی موندنش توی بیمارستان صرفا باعث میشه یک تخت اشغال باشه و جای یه نوزاد دیگه گرفته بشه...من فکر میکنم در مورد نی نی شما مورد دوم صادق باشه....
اگه پدر و مادر دل اینُ داشته باشن که بتونن به حرف دکتر گوش کنن و رضایت به جدایی دستگاه ها بدن واقعا به آرامش بیشتری میرسن اما خب این کار خیلی سختیه...
دکتر وقتی میگه دستگاه ها رو جدا کنین که مطمئن باشه این بچه به حداقل کیفیت زندگی نمیرسه.

+خیلی از سندروم ها توی غربالگری ها تشخیص داده نمیشن.چون تست های غربالگری فقط چند نوع سندروم محدود رو بررسی میکنن.
سلاح اینترن خودکار :))) 
پاسخ:
واقعا واقعا همینه!
دوره کارآموزی دوتا خودکارامو گرفتن و گم کردن:|| بعد جامدادی تو کیفم بود ولی بهش دست نزدم و از خودشون خودکار میگرفتم😒
پاسخ:
اینم راه حل خوبیه:))
منم وقتی اتند میاد ویزیت،خودکارمُ تو جیبم قایم میکنم:D
وای وای ،این خیلی بده،ما یه رزیدنت داشتیم اینطور بود 😂
خودم تا حالا بهاندازه یه جا مدادی از دست دادم تو بیمارستان از دست دادم
پاسخ:
مثل من پُر رو باش و بگو...دیگه اتندمون فهمیده من چقدر زبونم درازه:D
من تو دبیرستان که بودم وقتی خودکار میدادم به استادا خیلی وقتا یادشون مرفت پس بدن یا میذاشتین رو میز و گم و گور میشد خلاصه که داغمو تازه کردی😅
پاسخ:
حالا تو دبیرستان اگه خودکار آدم گم بشه خیلی اتفاقی نمی افته.تو بیمارستان حیاتت به خودکار وابسته است چون مدام مدام مدام باید بنویسی...
خلاصه که انتقام تو هم گرفتم ناراحت نباش;)
عجب !
چشم ما روشن ... لااقل خودکارای خودتو برمیداشتی !

اون بزرگوار دکتر سعدی نبودن ؟؟
پاسخ:
:)
شاید بوده...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">