گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

اما کشیک ها در راهن(د وینتر ایز کامینگ)!

جمعه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۳۴ ق.ظ

خسته ام و کوفته و تمام بدنم تندرنس داره اما هی به خودم میگم خداکنه همیشه با این دردای ناشی از ساعتها رقصیدن بخوابیم...کاش...

۹۶/۱۲/۲۵
life around me

نظرات  (۳)

۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۵۱ فرزانه شین
((((((((((:
پاسخ:
^_^
۲۵ اسفند ۹۶ ، ۰۲:۳۵ فرزانه شین
درد ناشی از رقص عالیه...
لپ درد ناشی از ساعت ها خندیدن هم همین طور(:
پاسخ:
آخ آخ آره...
(یه دفعه یاد یه چیزی افتادم خودم خندیدم بذار تو هم بخندی:"یا مثلا شاشیدن تو شلوار از شدت خنده":D)
آخه کشیکی که با میکول و مجتبی بگذره که وینتر نیست دختر! اسپیرینگه :-)))
پاسخ:
نوشتم که میکول احتمالا اینترنی مهمانی میگیره واسه تهران تا پیش خانواده اش باشه:'(
هق هق حتی!