گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

هزارمین عکسش با پیراهن سفید رو میبینم و نوشته ی "گفته بودی پیراهن سفید بهت میاد" رو میخونم و به قرنها حماقت خودم فکر میکنم...حماقت دهانی که بی دلیل باز میشه،بی دلیل حرفی رو میزنی و دلی رو هزارسال درگیر همون یک لحظه حماقت میکنه...


۹۶/۱۲/۱۴
life around me

نظرات  (۷)

عشق بدون حماقت نداریم،لااقل اگه کسی حماقت نکرده خوش به حالش
جیگرم کباب شد بخدا!
پاسخ:
ای بابا:(
من ماندم و موهای بلندم که یکی گفت 
باور نکن این شایعه ها حرف چرند است 

پاسخ:
به به:))
من جنبه ندارم :))

یک جمله نفرمودکه موهای توزیباست
یا اینکه دلم در سر گیسوی تو، بند است

من ماندم و موهای بلندم، که یکی گفت:
باور نکن، این شایعه ها، حرف چرند است
پاسخ:
عالی:)
بنده خدا
پاسخ:
:(
اصن حماقت بشر بی انتهاست
چه اراده ای واقعاً ...

او آمد و موهای مرا دید و سپس رفت
یک لحظه نپرسیدخرت دوست به چنداست


پاسخ:
شعر قشنگی بود...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">