گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس،به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشود!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

نفس های آخر...

يكشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۶، ۰۴:۴۶ ب.ظ

نمیدونم حس زنی که نُه ماه تمام با یک موجود توی بدنش زندگی کرده،خورده،خوابیده و حالا به تازگی زایمان کرده و اون موجود رو باید به شکل دیگری ببینه چیه اما حس و حال من بعد دوماه خونه نشینی و درس خوندن روزانه،وقتی که نزدیک امتحان رسیدم عجیب به نظر میاد.

دوست ندارم تموم بشه و مُدام فکر میکنم این دو هفته ی مونده به شروع بخش ها رو از بیکاری چطور سر کنم وقتی قرار نیست صبح ها با صدای آلارم گوشی از خواب بیدار شم و شبها با تنظیمش بخوابم?!

تمام این دوماه فکر میکردم قراره روزهای آخر منتظر اتفاق شگفت انگیزی باشم.تصورم از همچین روزی با خود این روز از زمین تا آسمون تفاوت داشت...


همیشه نگاهم به عشق هم همینطور بوده.اینکه رنج و رنج و رنج و آخرش یک وصال ساده?...نباید منتظر پایان با شُکوه تری بود?

حق عاشقی که سالها هجران کشیده رو بیشتر از یک کام گرفتن از معشوق میدونم... رنج دوری بیشتر از شنیدن صدای نفس هاش روی شونه هام لذت داره...

آدم عجیبی ام?هووووف...


°حساب رو بذاریم به پاس شدن دیگه نه?!

۹۶/۱۲/۱۳
life around me

نظرات  (۱۲)

امیدوارم موفق باشی :)
و اما نظرت راجع به عشق...راستش منم همین فکرو میکنم.حتی در ابعاد بزرگ تری از کل زندگی.نه که به پوچی رسیده باشم اما فکر میکنم باید بیشتر حواسمون به مسیر باشه تا مقصد :)
نمیخوام نصیحت گونه باشه حرفم.به هیچ وجه! اما می‌خوام بهت بگم ازین مسیرِ زیبایی که توش قرار گرفتی لذت ببر.این مسیر زیبایی که تو توش هستی با این ذهن روشنی که داری با تمام فکر های زیبات موهبتِ الهیه :)
شاید باورت نشه من آرزومه پزشکی قبول شم و بین تمام هیجاناتِ وسوسه برانگیز و درسهای سختش خفه شم.لذت ببرم و خوشحال باشم که کاری که میکنم مفیده.و تو اینارو داری.و این خوشبختیه دختر:)
مطمینم که با نمره ی خیلی خوبی قبول میشی :)
با امید و انگیزه از این دوهفته استفاده کن و به نتیجشم اصلن فکر نکن ، حتما خودت بهتر میدونی که فکر کردن به نتیجه چقدر حالِ آدمو خراب می‌کنه
موفق میشی :)
پاسخ:
ممنونم ساراخانوم:)،بله حرفتون کاملا درسته و من بهش باور دارم.
انشالله که قبول بشین،هم شما و همه ی کسایی که این رشته رو دوست دارن اما اینو بهت بگم که اتفاقا ساده ترین قسمت پزشکی همین درسهای سختش هستن...الان به مرحله ای رسیدیم و تازه داریم میفهمیم برای پزشک شدن چقدر چقدر بنا به دلایلی باید شکنجه ی عصبی بشیم که من حاضرم سالها بشینم تو خونه فقط درس بخونم اما اینهمه غمگین و عصبی نباشم.
مسائلی هست که تا کسی تجربه اش نکنه نمیتونه درکش کنه و من به این باور رسیدم که دیگه هیچوقت حالم با پزشکی خوب نخواهد شد.حتی وقتی آرشیو سال قبل خودمم میخونم باور نمیکنم انقدر حالم خوب بود و به پزشکی علاقه مند بود...الان هم علاقه مندم و ایمان دارم اگه پزشک نمیشدم چیز دیگه ای هم نمیشدم اما نمیذارن،نمیذارن،نمیذارن...
جدا اینا رو نگفتم که ناامید بشی چون خودم هم بارها شنیده بودمشون و بازهم خواستم بیام پزشکی...فقط برای این گفتم که بدونی اساس و اصل حال ما دیگه مثل سال قبل و سالهای قبلترش نمیشه.
درستترین کار هم همینه تاکید روی مباحث پرتکرار و مهم چون اینطوری حداقل مطمئنی ٦٠-٧٠٪ رو کاور میکنی در بدترین حالت البته من دارم درس پس میدما گلی خانوم :)))
پاسخ:
آخه تنها راهش همینه...کلا از هرکسی که پره امتحان میده بپرسه میگه دفترچه میزنم...مطلقا راه دیگه ای نداره...
قربونت:)
میگم گلی حجم مطالبی که برا پره باید میخوندی چند برابر کنکوره که فقط ۲ ناه میدن بهتون؟ :| و واقعا چه جوری میشه خوند؟!

+و اما پاس شدن چیه؟! من از تو انتظار تک رقمی قطب خودتونو دارم =)) یا زیر ۳۰! آرزوی موفقیت میکنم از تهِِِِ دل :) ۴شنبه شبم واست دعا میکنم :)
پاسخ:
ببین حجم مباحث که فوق العاده زیاده منتها وقت نمیشه که همه رو بخونیم،بخاطر همین یکسری کتاب هست که آزمونهای سالهای قبل رو داره و ما فقط همون تست ها رو میزنیم و جواب هاشونو میخونیم و اینطوری فقط مباحث پرتکرار اونهم به صورت خلاصه خونده میشن.اگه قرار باشه تمام سرفصل های امتحان به طور کامل خونده بشن که اصلاااا امکان پذیر نبود...اینجوری تصور کن که ما فقط وقت میکنیم از مباحث پرتکرار،در حد خلاصه یه چیزهایی رو بخونیم و باقیش رو بسپاریم به خدا:))

نه واقعا من برای رتبه نخوندم چون بهش احتیاجی نداشتم.پره تنها ارزش رتبه اوردنش برای کسیه که بخواد استریت بشه...من فقط هدفم پاسیه:))

واقعا ممنونم ازت الی،خیلی خیلی به دعات نیاز دارم:**
سلام گلی خانم. من که همش گفتم با همین فرمون!

بله رنج عشق و وصال همینطوریه! به همین سادگی به همین خوشمزگی!

°حساب از اولــ"ـش" رو پاس شدن بود :)


پاسخ:
سلام،مرسی:)))انشالله:)

والا تجربه اش نکردم و بیرون میدون نشستم و فتوا میدم فقط...
سلام عزیزم 
انشالله که به خوبی تموم میشه براتون بهترین ها روآرزو میکنم 💜
پاسخ:
سلام،ممنون شیوا خانم:)
برات کلی آرزو خوب میکنم! پاس?! این چه حرفیه! با بالاترین نمره ان شاالله قبول میشی
پاسخ:
مرسی زهرا جان:)
نه بابا نمره اول چیه،همون پاس از سرم زیادیه:)
ایش بابا پاشو خوشی کن
وای روزی که من امتحانام تموم میشه اینقدر ندید بدید بازی در میارم که دیگه نا نمیمونه برام، آخرش هم بعد چند روز کارم به استراحت مطلق میرسه
بعد از رسیدن به قله های مورد نظرم ، به راه های سختی که طی کردم فکر میکنم، شاید باورت نشه ولی گاها نصف شبها از خواب بیدار میشم و خدا رو به خاطر نعمتهایی که داده شکر میکنم، روزای خیلی سخت و پر استرسی رو برا درس طی کردیم بهتره فرصت خوشی ها رو از خودمون نگیریم
پاسخ:
خوش باشی همیشه.
هیچوقت درک نکردم وقتی کسی می‌گه: هدفم اینه که به شغل فلان برسم. به رشته‌ی فلان برسم. به فلان آدم برسم.
همیشه بعدش پرسیدم شغلت اون بشه که چی کار کنی؟ رشته‌ات اون باشه که به چی برسی؟ با فلان آدم قراره کدوم قله رو فتح کنی؟

هر وصالی، باید یه پل باشه. باید یه انفجار باشه. باید باشکوه باشه. انقدر که چشمِ دنیا خیره بشه بهت.
شایدم ما زیادی ایده‌آل‌گراییم :)
پاسخ:
من الان تو همین نقطه ام...تو نقطه ی حالا که چی?نقطه ای که میفهمی همه ی هدف هات گوووومب....تُف نمی ارزیدن!
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۴۶ آنیا بلایت
کاش منم یه همچنین حسی داشته باشم موقع رهایی از دغدغه‌های درسی:)) بنظرم مفیده و باعث میشه قدر درس خوندنت رو بدونی:))♡
پاسخ:
بعد از هفت سال درس خوندن مداوم دیگه راهی جز این نیست...شده روتین زندگی مون!

عشق و رنج با هم در تضادن.

پاسخ:
اوه!
خوشا بیمارستانی که اینترنش تو باشی :)
پاسخ:
من همینجوریش هم خودشیفته ام تو دیگه جوگیرم نکن:))
قلب:)
سلام :)

چقدر قلم خوبی داری خانم دکتر :)
حالا چرا اینقدر شکوه و شکایت طبیب دلخسته؟

سبک نوشتن شما خاصه و منحصر به خودتون ...

جدیت و سادگی قشنگی داره ! کاملا معلومه دارین ذهنتونو خالی میکنین و نمیخواین یک متن تصنعی بنویسین که مخاطب به به و چه چه کنه :)

پست قبلی تون هم که یک جنگ تمام عیار بود بین عقل و احساس ...
(منظورم قضیه 500 تومنیه س :) )

پاینده باشی خواهر بزرگوار و قدحتان پر می باد ...
احق



پاسخ:
سلام و ممنون...

شکوه و شکایت?فکر نمیکنم.