گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

شب های سکوت و تنهایی و فکر

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۳۳ ب.ظ

برای مدیتیشن و آروم گرفتن ذهنم،شبها بافتنی میبافم.کارهای دستی همیشه نقطه ی قوت استعداد من بودن و همینطور نقطه ی رهایی ذهنم.

حالا قاطی قلاب زدن،به صدای ابی گوش میکنم که به قشنگ ترین شکل ممکن تو گوشم قصه میگه:"ای تو یارم،روزگارم،گفتنی ها،با تو دارم...ای تو یارم،از گذشته، یادگارم"...

شاید اگه عمری باقی بمونه،بنویسم چرا انقدر ابی رو دوست دارم و چرا معتقدم به تنهایی و با قدرت روی قله ی موسیقی پاپ فارسی،بلامنازع ایستاده و رقبا همه تو دامنه ی کوه نفس نفس میزنن!

+میشه شما هم بگین تو اوقات فراغت چه میکنین?

خانوم های خانه دار یا شاغلی که بچه هم دارین،ساعت هایی رو به خودتون اختصاص میدین?تو اون ساعت ها چکار میکنین?

۹۶/۱۲/۰۵
life around me

نظرات  (۱۴)

خب منم دومین سالیه که پشت کنکورم:(
اوقات فراغتم منم مثل همه ی اینایی که نوشتن کتاب خوندن و فیلم دیدن و نقاشی و.........  دوست دارم و قبلا همیشه تو برنامه هام بود 
اما الان فقط وبلاگ گوشواره های گیلاس:))و کروکودیل متفکر رو میخونم
چه کنیم مجبوریم:/
هعی... 
ان شاءالله شما هم تو امتحاناتون موفق شید خانم دکتر مهربون :)
پاسخ:
"این نیز بگذرد"...:)
انشالله که شماهم به مراد دل برسی:)
من عاشق پازلم، همیشه یه دونه دارم در حال ساخته شدن، و سرعت ساختش دقیقا نشون میده که سر اون پازل چقدر سرم شلوغ بوده یا خلوت :))
دیگه اینکه میرم کتاب فروشیای کوچیک و قدیمی که کتاب های کمیاب دارن رو پیدا میکنم؛ خیلی جذابه برام! یعنی پازل و کتاب صدر جدوله
یه وختایی آناتومی میخونم :| سریال میبینم، میرم قدم میزنم، وبلاگ میخونم، آرشیو دایناسوریم رو پر تر میکنم، گل و گلدون هام رو هرس میکنم، قبلنا باشگاه میرفتم الان نمیرسم ولی واقعا اما خیلی خیلی خوب بود برای روحیه م، خیلی توصیه ش میکنم، استخر رو اما هنوزم میرم. ولی خب میدونی دیگه دیر به دیر وخت میشه که بشه هر کدوم از این کارا رو کرد :)) یه وختایی با فکر کردن به اینکه کاش میشد فلان کارو بکنم اوقات فراغت تموم میشه :|
پاسخ:
من یه مدت جوگیر شدم برم پازل بخرم بعد دیدم انقدری وسواس دارم که میدونم تا تمومش نکنم نمیتونم از جام بلند بشم دیگه بخاطر بی جنبه بودن نرفتم طرفش!

آره...وتازه من بعضی وقتا تایم دارم ولی انقدر کسلم که نمیتونم هیچکاری کنم و یهو میبینم دو ساعته که نشستم یه گوشه یا نهایتا تو اینترنت گشت بی هدف زدم:(
اون آهنگی که از ابی گوش کردم و خیلی هم عالی بود آهنگ "جهان بینی" بود ... فوق العاده س. چندتا از آهنگایی ک گفتی رو دانلود کردم، خیلی زیباست واقعا 💕💚
پاسخ:
چه خوب:)
منم سریال و فیلم و کتاب و نقاشی با آبرنگ :D این آبرنگو تازه خریدم ، یه کم باهاش نقاشی کردم بلکه دلم وا شه :D ولی از خدا ک پنهون نیست، از شما چه پنهون ، فهمیدم ک در عرصه ی نقاشی درحد یه کودک پنج ساله استعداد دارم! نقاشیام کرکر خنده س !!! :D
چهار پنج تا هم وبلاگ هست ک همیشه می خونم. الانم درحال خوندن کتاب "تسوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارت او" نوشته ی هاروکی موراکامی هستم ! 😄😘
پاسخ:
آبرنگ سخته کلا...
عالیه:)
سلام من یک مادر شاغلم.و چون پسرم یکسالشه بسبار وقت کمی برای خودم می مونه.معمولا فقط یکساعت وقتی که پسرم خوابه و همسرم هنوز از سرکار برنگشته وقت ازاد دارم که اولین کاری که میکنم به اینجا و 3 تا وبلاگی که دوست دارم سر میزنم بعدشم کتاب می خونم.شبهای تعطیل که وقت ازادم بیشتره فیلم می بینم و در مسیر برگشت به خونه هم 10 دقیقه پیاده روی همراه با گوش دادن موسیقی.البته در طی ماه حتما یک جلسه دورهمی با دوستام و یک جلسه دورهمی با دخترخاله هام دارم.
پاسخ:
سلام...میدونم،بچه داری خیلی سخته...
ولی درهمین حد تایم داشته باشین هم خودش خیلی خوبه...
:))
۰۶ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۱۰ خورشید جاودان
کتاب 
کاردستی که‌خودش چند شاخه است دوختن عروسک گل سازی کارت پستال و...
موسیقی و گاهی حرکات موزون:))
نوشتن
خیابون‌گردی 


پاسخ:
چقدر خوب...
من به کارهای دستی خیلی علاقه دارم،خصوصا بافتن و دوختن اما حیف که دنبالش نرفتم و الان خیلی کارخاصی بلد نیستم انجام بدم:(
باهدفون اهنگ گوش میدم و همون حین تو خونه راه میرم !
میرم پیاده روی و بعد از این که 20_30 دقیقه راه رفتم و پیاده روی ِ اثر خودش رو داشت میرم ویترین مغازه ها رونگاه می کنم:))
کتاب میخونم (یه مدته خیلی تنبل شدم توکتاب خوندن😥)

کمک مامان ظرف می شورم 
گاهی می شینم پای صحبت های مامانم چون میدونم خیلی نیاز داره با من در روز یه تایمی رو صحبت کنه و از کارایی که تو اون روز انجام داده برام بگه 
به اواز گنجشک هایی که براشون ارزن میریزم و عشقم هستن گوش میدم 
مهم ترینش رویادم رفت بگم : وبلاگ دوستامو می خونم 

با ادم های جدید اشنا میشم و از انالیزشون لذت می برم 
تو اینترنت مقاله می خونم 
پاسخ:
به به چه فعال:))
منم مث بلوط
با پیشوند به کنکوری خسته که اینکارو میکنه
پاسخ:
کنکوری ها رو میذاریم استثنا;)
فیلم
کتاب
سینما
دوستان
گل و گیاه
تموم شد:/
پاسخ:
مشترکاتمون زیاده:)
 سلامممم 
من که کنکوری ام...درس میخونم...اوقات فراغتم (نیم ساعت قبل خواب مثلا)مثه شما آهنگ گوش میدم!
البته شادمهر گوش میدم! گاهی هم ابی!
پاسخ:
کنکور بحثش جداست و میدونم که وقت هیچ کار دیگه ای نیست...موفق باشی:)
بلله دیگه مجبورم که اکثر اوقات با خودم خلوت کنم راستش قبلا واقعا به این خلوت احتیاج داشتم ولی الان که مجبورم به سازش میبینم خیلی چیز خوبیم نیست بعضی وقتا آرزوی چیزایی رو داریم که وقتی بهش میرسیم دیگه برامون جذابیتی نداره 
واقعا هم خیلی سخته درسا تا بعد از علوم پایه و بعضیاش واقعا اذیت کننده من ولی از الان استرس علوم پایه رو دارم بعضی وقتا کلا فکر میکنم سیستم پزشکی خوندن خیلی جالب نیست این مسیر پر پیچ و خم بعضی وقتا سختیش آزار دهندس ولی خب عشق به این رشته انگار چشممون رو همه چی بسته 
پاسخ:
علوم پایه هیچ استرسی نداره گرچه میدونم گفتنش بی فایده است و به هرحال آدم تو اون موقعیت استرس میگیره.
ولی اگه بهت کمک میکنه بگم که پره و علوم پایه مثل کنکور نیستن که بخونی و قبول نشی،اینا رو بخونی100%پاسی:)
۰۵ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۱۷ آفتابگردون ...
گوشواره های گیلاس رو میخونیم:)
فیلم میبینم کتاب یا شعر میخونم و البته صدای خودمو ضبط می کنم و بعدها هم احتمالا بهش گوش می کنم دوباره.قبلا بافتنی هم جزء کارام بود. آشپزی رو دوس دارم و ازش لذت میبرم و قطعا موقع آشپزی اواز میخونم. خرید میرم یا پارک تنها یا دسته جمعی. چند تا از دوستای نزدیکمو دعوت میکنم شب دور هم حسابی خوش میگذرونیم. گاهی بی دلیل برای دوستام یا خواهرم میرم هدیه میخرم خیلی حال میده در حد چیزای کوچیک با مزه. به گلدون خوشگلم سرمیزنم آبش میدم باهاش حرف میزنم. گاهی ام برچسبای رنگی بامزه میخرم میچسبونم روی وسایل و کتابام و خلاصه هرچی دستم برسه. آهنگ هم خیلی خوبه. فیلم دیدن هم گاهی میچسبه. مرتب کردن و تغییر چیدمان وسایل اتاق و کمدم هم یکی از کارای جذاب و لذت بخش برام به حساب میاد. 
فعلا همینا به ذهنم میرسه:)
پاسخ:
ای جان^_^

به به!!این جوابی بود که دلم میخواست یه نفر بده...خیلی خوبه که انقدر آپشن ها متنوع باشه.تعدادیش با علایق من مشترک بود مثل کتاب و فیلم و آشپزی و مهمونی:)
سلام عزیزم خوبین
راستش من خیلی کم پیش میاد که بیکار باشم مخصوصا الان که ترم جدید شروع شده و منم که تو شهر غریبم و تمام کارام به دوش خودمه  سختی این رشته رو هم شما خودت بهتر میدونی البته که فکر کنم من هنوز به جاهای سختش نرسیدم من همیشه وقتی فرصت پیدا میکنم میرم بیرون بین ادما راه میرم به آینده و زندگی ادما نگاه میکنم و سعی میکنم سوژه عکاسی پیدا کنم اینطوری کمتر حس غربت رو زندگیم اثر میذاره و اینکه سعی میکنم همه کارام تو طول هفته انجام بشه که بتونم حداقل دو روز آخر هفته کنار خانوادم باشم اگرچه شاید دو هفته یه بار این فرصت پیش بیاد به هر حال همه تلاشمو میکنم که زندگی کمتر بهم سخت بگذره :)
پاسخ:
سلام:)
آره قطعا تو شهر غریب سختی ها خیلی بیشتره...خیلی خوبه که تایم خلوت خودت رو داری.

بنظر من سختی پزشکی تو دوران علوم پایه بیشتره.خوندن یه سری درس تئوری که خیلی هاشُ اصلا نمیفهمی سخت تره تا خوندن درس های بالینی که میفهمیش.
ولی خب سختی های سال های بعد از یه جنس دیگه ای هستن.
اجازه؟
ما می‌شینیم زخم بسترمون رو می‌گیریم :)
پاسخ:
ای بابا:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">