گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

طراحان خدا ندارند!!!

شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۲۸ ق.ظ

یک چیزی رو که هیچوقت نتونستم درک کنم،تناقض رفرنس های مختلف بوده...مثلا رفرنس داخلی یه چیزی میگه و رفرنس جراحی دقیقا برعکسش رو میگه و ما باید حفظ کنیم کدوم یکی چی گفته و بعد سر امتحان ببینیم اون سوال قاطی سوال های داخلی هست یا جراحی و طبق رفرنس خودش جواب بدیم...

بعد درمورد زنان یه پدیده ای داریم که رفرنس های خود زنان(شامل دنفورث،کارنت،ویلیامز)هم حرف متناقض دارن.یعنی تو جواب سوال میگه:طبق فلان جمله ی دنفورث،گزینه ی الف درسته،طبق ویلیامز گزینه ی ب و طبق کارنت گزینه ی ج صحیحه!!!

حالا چرا انقدر جوش آوردم?چون یه جدول درمورد غربالگری کنسرهای کولورکتال بود که هم تو داخلی و هم تو جراحی درموردش صحبت میشه و من با خیال اینکه جفت شون مثل هم هستن،از داخلی خوندمش و حالا میبینم نمیتونم سوالای جراحی رو جواب بدم و رفتم نگاه میکنم میبینم بععععله،اینا کاااملا متفاوتن.و مغزم طی این یکماه انقدری ترور اطلاعاتی شده که واقعا هرکار میکنم نمیتونم اینُ حفظ کنم و قبلی رو باهاش قاطی میکنم.

جدا یکی بیاد بگه فازتون چیه?خب بی انصاف ها اقلا این مباحث آورلب رو فقط از یه رفرنس سوال بدین آدم تکلیفش معلوم باشه:/

۹۶/۱۱/۲۸
life around me

نظرات  (۶)

رشته های ما برعکس بود یعنی اکثرا مطالب درس ها به هم مرتبط بودند و منابع درس ها دوگانگی نداشت  واسه همین وقتی یه مطلب رو کامل یاد می گرفتم تو درس های دیگه خیلی به دردم می خورد
پاسخ:
ماهم خیلی مباحث به هم کمک میکنن اما یکسری جزئیات تشخیصی درمانی تو رشته های مختلف فرق میکنه.مثلا در برخورد با ندول تیرویید،داخلی میگه اولFSHچی میکنیم ولی جراحی میگه اولFNAمیکنیم...و خیلی مثال های مشابه دیگه.یا یه رفرنس میگه این کارو انجام میدیم و اون یکی میگه اصلا نباید همچین کاری انجام داد.یا یکی میگه غربالگری کنسر پستان از35سالگی،یکی میگه40سالگی یکی میگه25سالگی:////
نه دیگه عمدا میان از مطالب اینجوری سوال درمیارن تا نشون بدن چقدر مرض دارن!
پاسخ:
واقعااااا دارن!!!
عه من فکر میکردم مشکل به همینجا که هی باید با حالت گریه به استادها بگی بابا بخدا اینی که منم میگم رفرنسه ختم میشه :| اصن به این قسمت ماجرا فکر نکرده بودم :/
پاسخ:
مشکل ما اینه که اساتید رفرنس رو حفظن و نمیتونیم به دروغ چیزی رو به رفرنس بچسبونیم:D

این درد وقتی عمیقتر میشه که کسی بخواد برا رزیدنتی بخونه...رسما دیوانه میشه:/
واقعاً ماذا فازا ؟

چی بگم ؟

فقط میتونم بگم موفق باشی خانم دکتر :)
پاسخ:
ممنونم
۲۸ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۳۰ بالون سرگردان
خدا واقعا بهتون صبر بده ، حفظ کردن واسه من یکی که خیلی سخته چه برسه وقتی که اینقدر پیچیده بشه !
پاسخ:
کار ما کلا حفظ کردن:/
یعنی حداقل ماهی یکبار باید چندصد صفحه ی جدید رو حفظ کنیم،امتحان بدیم و بریم سراغ ماه بعدی!!
سلام گلی خانم. یک اعتراف خبیثانه. انقدر کیف می کنم این مدل پست هاتونو میخونم. انقدر کیف می کنم. نمی دونم چرا. دگرآزاری دارم؟ شاید :))
تلاشتون ستودنیه و مثل همیشه میشه گفت با همین فرمون ;)
و امروز یکهو دلم خواست که تاریخ قمری تولدمو بدونم. توی سایت کانورت کردم و نوشته بود دقیقاً انقدر سال و ماه و روز از زمان تولدم می گذره!!!!
تعجب کردم. یکمی؟ نه زیاد! هنوز درگیرم با خودم. جالب بود هرچی بود. تنها کاری که از دستم برمیومد این بود که همون موقع به مخاطب خاص پیامک بزنم. :))
پاسخ:
سلام:)
:|||||تلاش خاصی نیست آخه،الان همه ی بچه هامون دارن میخونن:/

بله دیگه،عمرمون با سرعت تمام داره میگذره و خودمون بیخبریم...حیف جدا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">