گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

ای خواب...ای نهایت آمال من...

چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۳۶ ب.ظ

بیخوابی برای من بزرگترین شکنجه ست!...اگه بتونم خوب بخوابم آدم مهربونی ام اما وای به حال روزی که سروصدا نذاره بخوابم!!!رسما از تخت که میام بیرون همینطوری پاچه میگیرم و جلو میرم...

من خیلی سخت خوابم میبره و درواقع خوابم یه جور بیداری عمیقه و اگه کسی توی هرکدوم از اتاق های این خونه ی درندشت راه بره من بیدار میشم و بخاطر همین همه رعایت منُ میکنن و موقع خوابم ساکت میمونن...

امروز قبل خواب اعلام کردم که دیشب خوابم نبرده و خط و نشون کشیدم که لطفا حتی باآرامش نفس بکشین! تازه چشمام گرم شده بودن که ماشین استارت خورد و بابا نشست پشت ماشین که مامانُ برسونه جایی...من?برای چند دقیقه فقط جییییییغ میزدم و بعد به نشانه ی اعتراض کولر روشن کردم تا صداش نذاره صداهای بیرون رو بشنوم و مثل سگ لرزیدم...بیدار که شدم دیدم بابا سرشُ انداخته تو جدول و اصلا نگاه نمیکنه...با اخم وحشتناکی رفتم تو آشپزخونه شیر بردارم،گوشی بابا زنگ خورد و انگار مامان بود که میپرسید اعصاب گلسا درچه حاله?چون بابا جواب داد تلخخخخ،خیلی تلخ...من جرات نمیکنم ازش بپرسم!

الانم با سردرد نشستم تست میزنم و حریف میطلبم یه دعوایی راه بندازم!

بله بله،خواب اولین عشق زندگی منه...

۹۶/۰۹/۰۱
life around me

نظرات  (۱۱)

من خوابم سبک نیست اما وحشتناک سخت خوابم میبره
حتی وقتایی که از صبح خیلی زود بیدارم و تا شب خیلی خسته میشم و کار دارم ,بازم زجر می کشم واسه خوابیدن همش حسرت اینایی رورمیخورم که تا سر ررو بالشت میذارن شب , خوابشون میبره ... 
پاسخ:
باز تو سه هیچ از من جلویی!
منم یه داداش دارم مثل تو بود،  فک کن تو اتاق خودش خواب بود بابام هم تو اتاق خودش، یهو داد میزد باااااااابا فس فس نکن، همسایه روبروییمون جلو خونه ش یه باغچه داره، یه شب همش گفت صدا جیر جیرک میاد نمیذاره بخوابم،  رفت یه قسمتی از باغچه همسایه رو سوزوند تا جیرجیرک بره، همسایه طفلی..
تو خواستگاریش هم مامانم به عروسمون گفت بنیامین رو خوابش حساسه، جیک در بیاد روانی میشه، الان ما از دستش راحتیم ببین بیچاره زنداداشم چی میکشه
پاسخ:
منم دقیقا همینجوری ام...!
خود ادم بیشتر اذیت میشه...
در این که خواب یکی از مهمترییین ایشو های زندگیه که شکی نیست اصلا ولی خداروشکر خواب من تابعی تک متغیره است از میزان خستگی و لا غیر . مادرم مثل توئه ولی میگه نفس هات وقتی بیداری منو بیدار میکنه :/ حساس کی بودین شماها ؟!؛) :) 
پاسخ:
منم اگه کسی کنارم نفس بکشه خوابم نمیبره!!!و جز در موارد خیلی خاص،اجازه نمیدم کسی تو اتاقم بخوابه:(
من اصلا درکت نمیکنم! چون خوابم انقدر سنگینه که هیچ صدایی رو نمیشنوم و هیچ چیزی رو حس نمیکنم.
مورد داشتیم خواب بودم،پسرخاله ی۴سالم منو به عنوان دروازه ی فوتبال انتخاب کرده هی توپو شوت کرده روم ولی من نفهمیدم:/
وقتی دوروبرم شلوغ باشه یا سروصدا باشه خوابم میگیره،همیشه تو عروسیا اگه یکم تنها بشینم خوابم میبره:)
پاسخ:
شما قطعا از خوشبخت های روزگاری....
وای گلسا چه زجری می کشی ... خواب سبک خیلی بده...

پاسخ:
خیلی خیلی خیلی بده...
۰۱ آذر ۹۶ ، ۲۱:۳۹ جـاودان ـم
منم همینطورم. =))) شبیهِ اژدهایی میشم که انگشت کردن تو چشمش. همونقد ترسناک، خبیث و با چشمای قرمز. :))
بزرگ‌ترین مشکلمم زمانی بود که تایم خوابمو عوض کرده بودم برا درس خوندن، از ساعت شیش عصر تا دوازده می‌خوابیدم از اونور از دوازده تا شیش صبح ـو یه سره درس می‌خوندم. مشکل اینجا بود که تو این تایم میومدن تو اتاق رفت‌و‌آمد می‌کردن، آخرین بار خواهرم اومد اتاقو جارو بکشه. :/ یادم نمیاد دقیقاً اون شب چی‌کار کردم، چه‌قد جیغ زدم و شر به پا کردم، فقط می‌دونم از اون شب به بعد  هیچ‌کس دیگه حتی اگه سه روز تو اتاق بمونم بیدارم نمی‌کنه ببینه مردم یا نه. :))))
پاسخ:
من واقعا دست خودم نیست...تو خونه ی ما همه میدونن و حتی اگه بفهمن مار اومده تو اتاقم جرات نمیکنن بیان بیدارم کنن:D
وای اون تیکه ک کولرو روشن کردی عالی بود!!!
خوش بحالت. من صبح بابام میومد بالا سر من زُلفاشو سشوار می کرد! بماند ک ساعت شیش صبح توو اتاق من حموم هم رفته بود.... مشکل اینه ک حموم توو اتاق ماست. دیگه انقد گفتیم و غُر زدیم تا عادتشو ترک کرد!حالا خودشون ک خوابن ما نفس هم نمی کشیم!!!
منم واقعا خوابو دوس دارم، اما مثل تو خوابم سبک نیست، امااا دیگع کسی بالا سرم سشوار بکشه و جارو کنه و این صحبتا ، واقعا اعصابم به هم می ریزه! شوهرعمم انقد خوابش سنگینه لامصب! همیشه بهش غبطه می خورم، تو بگو توو خونه عروسی باشه، عمرا بیدار شه لامصب!😂
پاسخ:
احتمالا اگه من بودم پدرگرامی و سشوارش رو باهم از پنجره به بیرون هدایت میکردم!!!!

خوشبحالشون واقعا!
واووو....چه جذبه ای داری خخخ
من جرات نمیکنم ازش بپرسم //:

پاسخ:
بله اینطوریاست!
مگه چیزی شیرین تر از خواب هم تو دنیا داریم
پاسخ:
فکر نکنم...
۰۱ آذر ۹۶ ، ۲۰:۰۷ هویجوری :)
منم رو بی خوابی و گرسنگی خیلی حساسم:/
پاسخ:
خیلی مهمن بابا!
درکت میکنم😑
پاسخ:
;))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">