گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

زنان درکنار زنان

چهارشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۳۱ ب.ظ

به تازگی دختری وارد زندگی برادرم شده و قصدشون از همون ابتدای رابطه ازدواج بوده...دختر خوبیه و مهمتر اینکه برادرم دوسش داره.اگه این رابطه به ازدواج ختم بشه من میشم خواهر شوهر اون دختر!...با خودم به واژه ی"خواهرشوهر"فکر میکردم که دیدم حس خوبی بهش ندارم و دنبال دلیلش گشتم.

دلیلش رو توی رفتارهای بعضی از همجنس هام پیدا کردم...دلیلش همون زنان علیه زنان معروفه!

من یک زن هستم و دلم میخواد اگه زمانی وارد یه رابطه شدم،به عقایدم،سلایقم و افکارم احترام گذاشته بشه و انتظار دارم"من بدون سانسور" رو بپذیرن!...دیدم بارها و بارها تو موقعیتهای مختلف از خنجرهای همجنسهام گله کردم و حالا وقتشه که در لباس یه خواهرشوهر نقش واقعی خودمُ داشته باشم.

با پدر و مادرم صحبت کردم و گفتم این دختر رو همونجور که هست دوسش داشته باشین...گفتم از امروز به بعد شما اولویت دوم زندگی پسرتون هستین و سعی کنین درخواستهایی ازش کنین که به رابطه اش لطمه نزنه.

با عروس عزیز خانواده مون حرف زدم و گفتم میخوام دیدت رو از خواهرشوهر و مادرشوهر تغییر بدی و اطمینان داشته باشی که تو خانواده ی ما امنیت داری.ما تو رو با هر عقیده و سلیقه و طرز فکر و پوششی که داری دوست داریم چون برادرم دوست داره...گفتم میتونی اطمینان داشته باشی که هیچکس از خانواده ی ما هیچ روزی نمیاد تو وسایل خونه ات تجسس کنه که ببینه چی کم داری و چی زیاد...هیچوقت نمیذارم کسی ازت بپرسه کی میخواین بچه دار بشین...

گفتم در مورد حق طلاق هم فکر کن و بهت قول میدم حتی اگر پدر و مادرم بخاطر باورهای قدیمی که دارن مخالفت کنن خودم راضی شون میکنم.

بهش گفتم من خیلی آدم مهربونی نیستم که ثانیه به ثانیه دورت بگردم و ممکنه پیش بیاد که مدتها حالی ازت نپرسم چون این اخلاق منه.ولی قول میدم نذارم وقتی با ما هستی از زن بودن خودت پشیمون بشی.


+پسر یکی از نزدیکانمون با زنی ازدواج کرده که چندسال از خودش بزرگتره،قبلا ازدواج کرده و یه بچه داره اما همسرش فوت کرده.یه زن مستقل که به تنهایی کار میکنه و جایگاه اجتماعی و خانوادگی خوبی داره اما مادر این پسر از شدت ناراحتی از این وصلت مریض شده و مادرم میگفت که بهش حق میدم...ساعتها با مادرم صحبت منطقی کردم و آخرسر پذیرفت که قضاوتش اشتباهه...پذیرفت که اون زن هیچ عیب و گناهی نداره و حق مسلمش هست که یه زندگی جدید داشته باشه...پذیرفت که این باور کلیشه ای رو بذاره کنار و"زنان در کنار زنان"باشه.

۹۶/۰۸/۲۴
life around me

نظرات  (۲۱)

من یادمه یه جایی اشاره کرده بودی برادر داری ولی یادم نیست کجا !!
گلسا جان منم با نظرت موافقم
اولین کاری هم که کردم این بوده که تو هیچ مراسم جهاز برون و سیسمونی و ... شرکت نکردم و به همه هم گفتم چون اون چیزی که دختر آورده لطف بوده و وظیفه نیست بنابر این نباید سرک بکشیم . مبارکشون باشه اما من اصلا خودم دوست ندارم کسی بیاد جهاز منو ببینه
ولی یه چیزی . احترام به سلیقه و عقیده زمانی درسته که عروس خونواده رفتار درستی داشته
بذار با مثال توضیح بدم من یکی از زندایی هام به شدت بدلباسه و با هر طرز تفکر و هر سلیقه ای این رو متوجه میشید . منظورم از بدلباس اینه که لباس مناسب اون مهمونی یا مراسم رو نمی پوشند و عروس تو مهمونی ها نمی دونم به چه علت خیلی تو چشمه  .
تو چنین مواقعی که خود فرد درک درستی از فامیل شوهر نداره باید راهنمایی بشه .
اینجا واقعا احترام به سلیقه مطرح نیست. البته راهنمایی با احترام و محبت
پاسخ:
بالاخره یه نفر پیدا شد:)

منم کلا با جهاز دیدن مشکل دارم و خودمم هیچوقت نمیرم.

اینجا یه ذره نظراتمون متفاوته...من جدّا اعتقاد دارم اگه طرف لخت هم بیاد بیرون،جز خودش و همسرش کسی نباید نظر بده.


خوشبحال داداشتون 
اول اینکه همچین خواهری داره 
دوم اینکه داره ازدواج میکنه : ))
امید وارم که جفت هم بشن
پاسخ:
سپاس:)
۲۶ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۷ مهندس خانوم
چه جالب!
یه لحظه به حافظه خودم شک کردم بعد اومدم دیدم بقیه هم مثل من فکر میکردن تک فرزندی!!!
انشاالله به خوشی و سلامتی
پاسخ:
ممنونم:)

فکر نمیکنم جای در کامنت من گفته شده شما خانم دکتر رفتاری انجام ندادید! بلکه جمله کلی گفتم, از یک رفتار متعادل, دوستانه و در عین حال با هیجان کنترل شده در یک شرایط کلی که خوبه انجام داد! اینکه دادید یا نه, بدید یا نه, به درد میخوره برای زندگی شما یا نه! همه تصمیم شما هست, در حیطه زندگی شما, و قابل احترام!

و چه خوب که وقت گذاشتید و توضیح دادید دلیل کامنت هیجانی و سربسته اول رو!

چون برا من خوانده این تصور ایجاد کرد که چیزی که براتون دردناک و دل آزار بوده, در اصل قسمت دوم حرف من بوده!

جای که گفتم نه تنها حق طلاق بلکه نصف اموال و حق حضانت فرزند, هم جز حق اولیه یک زن ایرانی هست.

و چه خوب که شما هم مشکلی با این قسمت نداشتید, و اینو حق تمام زن ها میدونید, چه حق خودتون و چه زن برادرتون! و این طور که نوشتید, برای آگاهی دیگران و زن ها از این حقوق اولیه تلاش هم میکنید : -)

من همین جا این بحث از طرف خودم تموم میکنم! با معذرت که از همون اول شروع شد, تو این زندگی شلوغ زمان زیادی از خودم برد و هم از شما. تجربه شد برا آینده : -)

موفق باشید
پاسخ:
این چندوقت کامنتهای بد و بیراه زیاد برام اومده و باعث شده به هم بریزم و حرف شمارو هم بد برداشت کردم و گارد گرفتم.
در هر صورت عذر میخوام.
:)
۲۶ آبان ۹۶ ، ۰۷:۵۰ خورشید جاودان
چون جلوتر از شما خواهر شوهر شدم  هشت سال روش خوب مسالمت وپذیرش رو بکار بردم  و می برم بهت میگم همین فرمون رو بگیر برو جلو  موفق میشی تصویر خواهر شوهرا رو عوض کنی
شاید باور نکنی کل فامیل منتظرن من و مامانم برای یه بار هم که شده از دهنمون در بره بد عروسمون رو بگیم اما ما اینجوری ناک اوتشون کردیم 
خلاصه کم وزیاد هست ولی با هم خوب کنار میایم 
و فامیل عروسمون هم غبطه میخورن بهش 
اینا هیچ کدوم جنبه تعریف کردن از خودمون رو نداشت فقط مثال بود برای اینکه بگم روشتون خوب نتیجه میده


پاسخ:
ممنونم خورشید:)
خیلی کار خوبی میکنین...به هرحال این حرفهای ناراحت کننده باید یه جایی تموم بشن...
مام ایشالا برا 15 آذر برا بار چهارم میشیم خار شوور!
انقدر با عروسامون خوب و راحتم که از خواهرام بیشتر باهاشون وقت میگذرونم....

ولی تو داری خواهرشوهر بازی درمیاری....:)))
از لحنت معلومه!خخخخ!
انقدر این پستت عصبی طوره....یاد تهمینه افتادم....:(


پاسخ:
به سلامتی:)

عصبی?
گلسا من فکر میکردم تک فرزندی :)
خوشبخت بشن انشالله

پاسخ:
:))
ممنون
داداش؟؟!! مگه تو داداش داری؟؟!! وای من فکر میکردم یه دونه بچه ای!
انقدر تعجب اور بود که همش زیر متن دنبال اسم نویسندش میگشتم :||||
پاسخ:
همه همینقدر متعجب شدن:))

کسای زیادی تو زندگیم هستن که چیزی درموردشون نگفتم چون پیشم نیستن و درحقیقت مث تک بچه ها زندگی میکنم:)

هر کس شیوه خودش تو زندگی‌ داره و همین که زندگی‌ هارو جالب و متفاوت می‌کنه :-)
ولی‌ یک نکته: همین طور که خواننده همه چی‌ از نویسنده نمیدونه، نویسنده هم خواننده وبلاگ نمیشناسه، پس چه خوب که با هم مهربون باشن :-)
کسی‌ قرار نیست کسیو قضاوت کنه، جاش زندگی‌ کنه و نسخه بپیچه، انسان‌های عاقل و بالغ هستیم خودمون، ولی‌ گاهی اون خواننده رهگذر یکهو ممکنه وسط زندگی‌ شلوغش، موقع خوندن وبلاگ یکهو حسس کنه، شاید بد نباشه به این دوست چیزی بگم، شاید اون جمله بمونه تو ذهنش و یک موقع تو مغزش بگه دلینگ! اینجاست! حواسم باشه ها!  
همین :-) به همین سادگی‌ :-)

جواب وبلاگ نویس می‌تونه کمک کنه تو قمست کامنت‌ها هم بحث‌های مفید ایجاد بشه، یا اینکه کامنت گذار حسس جالبی‌ نگیره و ترجیح بده فقط خواننده خاموش بمن و به وبلاگ به عنوان یک داستان نگاه کنه

موفق، شاد و راضی‌ از تصمیم‌هات باشی‌ همیشه 

 

پاسخ:
یه جایی یه وبلاگنویسی نوشته بود خون کسی که کامنتش بوی نصیحت بده پای خودش...اما خب من میگم لطفا نصیحت ها رو پشت در بذارین:)

شما به من گفتین بهتره مدتی صبر کنی با اینکه نمیدونین این دختر چندساله که وارد زندگی ما شده.و گفتین بهتره درعمل ثابت کنی بدون اینکه بدونین این کارو کردم یانه.
من اگه اینجا چیزی بنویسم که شما دوست نداشته باشین،مخاطب مشخصی نداره و شماخیلی راحت میتونین صفحه ی منو ببندین و هیچوقت هم بازش نکنین و این حقتونه.
ولی وقتی کامنتی رو اینجا میذارین مخاطبش منم و واقعا باید ببینین حرفتون ممکنه آزار بده طرف رو یا نه...بااینکه ممکنه قلبا منظور بدی نداشته باشین.
شاید هم بهتره صبر کنی‌ و کم کم در عمل نشون بدی چه مدل آدمی‌ هستی‌، و تو دیدار ها، مراسم و میان زندگی‌! از الان خیلی‌ وارد جزئیات نشو و دید خاصی‌ برای ایشون ایجاد نکن، چه دید خیلی‌ خوب و چه بد :-)
صبر کن، تا شناختت از اون خانم بیشتر بشه! (آروم آروم و آهسته آهسته و البته همیشه در تعدل بین عقل و احساس و انصاف)

احتمالا منصفانه‌ترین حالت اینه که حق طلاق، نصف اموال و مهریه کم :-) (و حق حضانت که خیلی‌ مهم، ولی‌ تا جایی که می‌دونم نمیشه کاریش کرد متاسفانه)

(یک خواهر شوهر هستم)
پاسخ:
شاید هم بهتر باشه که هرکسی شیوه ی خودش رو پیش بگیره:)

و اینکه درنظر بگیره طرف مقابلش احتمالا همه چیز رو توضیح نمیده.
منم سورپرایز شدم فکر می کردم تک فرزندی , پست هات رو دقیق میخونم ولی در این مورد چیزی یادم نمیاد :))
خوشا به سعادت زن برادری که خواهرشوهرش تو باشی :) 
پاسخ:
ممنونم...
من همیشه دوست داشتم که خواهرشوهر داشته باشم! نمیدونم چرا! شاید چون خودم عمه هام رو خیلی دوست دارم.
پاسخ:
انشالله چندتا خوبشُ خواهی داشت:)

عمه های من جزوه تاپ ترین عمه های دنیان...هزار برابر خاله هام دوسشون دارم واقعا...
خب اون چی گفت؟؟:))
پاسخ:
لبخند:)
در ادامه بگم کلا نظرم اینه نمیشه هر کس و ناکسی رو راه داد به حریم خانواده با این تفسیر که پسرحق انتخاب داره و اون انتخاب حق زندگی کردن، اصلا منظورم به شما نیستا کلا میگم. شاید ما جوون ها انتخابمون اشتباه باشه یکی باید باشه اگاهمون کنه مخالفت کنه تشر بزنه، حداقل شرایط برای ازدواج هم کفو بودنه و شرایط مشابه هم داشتن بلکم ازدواج موفقی از اب در بیاد
پاسخ:
بله دونفر باید مناسب هم باشن...اما صرف اینکه یک نفر تجربه ی ازدواج ناموفقی رو درگذشته داشته دلیل نمیشه الان کیس نامناسبی نباشه.باید از نزدیک شناختش و بعد راجبش نظر داد.
درسته، منم سعی می کنم قطع کننده ی رشته باشم 💙🍃
راستش خیلی هم همیشه دلم می خواست از روابط دختر و پسر و حد و حدودی ک براشون مجاز می دونی بنویسی، منظورم روابطیه ک عاشقانس. حقیقتا من خودم خیلی میلی به رابطه ی دوستی ندارم، و ترجیحم اینه ک اگر رابطه ای هم هست ب قصد ازدواج باشه، اما پسرا معمولا هدفشون ازدواج نیست، و قصدشون خوش گذرونیه!!!اینطوریه ک ترجیح می دم کلا وارد اینطور روابط نشم!! نمی دونم چطوری باید تشخیص بدم اون پسر هدفش چیه!و کلا با این مسائل مشکل دارم و دلم می خواد اگه پسری هم می خواد وارد زندگیم بشه خیلی رسمی و با اطلاع خانواده ش باشه،ک اینطوری هم خیلی سنتی میشه بنظرم و بازم درست نیست! خلاصه من دقیقا وسط افکار قدیمی و مدرنم....و نمی دونم چی درسته و چی غلط.  امیدوارم یه بارم راجع ب این موضوع نظرت رو بنویسی 💚😉
پاسخ:
چه خوب:)

راستش تجربه ای در این مورد ندارم و اصلا گزینه ی خوبی واسه اشتراک این چیزا نیستم و بنظرم با کسی مشورت کن که بتونه راهنماییت کنه.
اما چیزی که مهمه اینه که متناسب با معیارهای خانواده ات تصمیم بگیری...و اینکه درصورتی باکسی دوست باشی که مجبور نباشی با عذاب وجدان قایمش کنی:)
نگا نگا:) داداش داشتی و نمیگفتی^_^ خدا حفظشون کنه^_^
آفرین به این میگن خواهرشوهر^_^منم میخوام از این خواهرشوهرا بشم^_^
+ان شاءالله خوشبخت بشن^_^دست راست عروستون رو سرما که مث عروستون یه خواهرشوهر مث شما نصیبمون بشه^_^چی گفتمO_o
پاسخ:
گفته بودم:)

انشالله:)
مثل این داستانای پلیسی یهو بعد چندسال اومدی گفتی داداشم،من تا چندماه پیش فکر میکردم یه دونه ای. باهات موافقم واقعا اینجوری که همه از خواهرشوهر حرف میزنن نیست،من هم خودم ۳تا خواهرشوهرم!هم خواهرشوهر دارم. اما نه کارایی که بقیه میکنن رو کردم نه از خواهرشوهرم اون چیزا رو دیدم،بنابراین درک من از این کلمه خیلی متفاوته از برداشت خاله زنکی خیلی ها. اما تو مورد اخر با مامانت موافقم چون درسته ازدواج حق اون خانومه اما با یکی که شرایطش مثل خودش باشه،مادر پسره یه عمر زحمت کشیده حالا این جوابش باشه ظلمه،مثل همون داستان سحر جون چندوقت پیش،دختره باید با کسی ازدواج میکرد که هم طرازش بود.
پاسخ:
گفته بودم،دقت نکرده بودی:)


چرا فکر کردی همطراز نیستن شماکه نمیشناسیشون?اتفاقا وقتی بدون پیشداوری بهشون نگاه میکنم میبینم خیلی واسه هم ساخته شدن و تنها دلیل مخالفت مادر اون پسر ،دید بدی بود که به بیوه بودن اون زن داشت...درصورتی که این دید نسبت به مردهای بیوه وجود نداره.
واقعا منم سورپرایز شدم وقتی متوجه شدم تک فرزند نیستی . خیلی واقعا صحبتهات ارزشمند و تاثیر گذار بودن و من دارم فکر میکنم برای خانم آینده برادرم که هفت سال از من کوچکتره باید روی خودم کار کنم و این رفتارها رو حتما پیاده کنم و به قول تو بهش این اطمینان رو بدم که تو خانواده ما امنیت داره . ممنون از پست عالیت عزیزم .
پاسخ:
:)

انشالله بهترینش میشی:)
واقعا خوش ب حال عروس خانم با این خواهر شوهر گُلش.

کاش برای منم همچین خواهرشوهری پیدا شه!با این طرز فکر!! ولی خب، من خودم داشتم فکر می کردم اگر یه روز پسردار بشم و قرار باشه دختری وارد زندگیش بشه، چطوری می تونم مادرشوهر خوبی باشم!!!! اصلا تو کتم نمی ره خوب باشم برای عروس. واقعا انقد توو ذهنمون و البته اطرافمون این روابط ب شکل بد و با جنگ و دعواس، نمی تونم قبول کنم ک باید خوب باشم!!!! قطعا باید خیلی زمان بذارم و بعدا این مسئله رو خوب توو ذهنم حل و فصل کنم و حتی اگه نیاز باشه از مشاور هم کمک بگیرم. ازطرفی از مادرشوهر آینده ی خودم هم حقیقتا انتظار خوب بودن رو ندارم. از بس ک اطرافم رابطه ی بدشون رو دیدم. اولیش هم مامان طفلی خودم.ک توو جوونیش کلی اذیت شده. و الانم می بینم ک اطرافیان کلا با عروساشون زیاد خوب نیستن...شاید در ظاهر قضیه گل و بلبل باشه، اما پشت سرشون کلی حرف می زنن و از ناز و ادای بیجای عروسشون می گن و من واقعا ترسیدم!.....
پاسخ:
ممنون:)

بنظرم آدم باید از خودش شروع کنه و این سیکل معیوب رو یه جایی قطع کنه...منم تصمیم گرفتم به سهم خودم قطع کننده ی این رشته ی مسموم باشم.
من رو به گو که باهات احساس همدردی میکردم .فکر میکردم تو هم توی دنیای تک فرزندای بی کس وکار گیر کردی باز خوب یه داداش داری خوش به حالت .
پاسخ:
من همیشه تنهام...
چقدر خوشم اومد از این پست :-) مرسی
پاسخ:
چه خوب...سپاس;)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">